سال 276 ه در عهد امير عبد اللّه بن محمد وفات كرد . « 44 »
در عصر امير محمد فقها را در دربار قرطبه نفوذ بسيار بود . آنان بودند كه سياست او را بر ضد مسيحيان جهت مىدادند ، ولى امير محمد نسبت به مسيحيان سياست مدارا در پيش مىگرفت . اثر اين مدارا اين بود كه اسقف گومث ، قومس اهل ذمه مانند زمان پدرش اهل ذمه را به فرمانبردارى او واداشت . و اين مدارا به مذاق فقها خوش نمىآمد و براى او حكايت مىكردند كه يكى از علل مخالفت مردم مشرق با بنى اميه آن بود كه مسيحيان را در دربار خود وارد كرده و بزرگترين مناصب دولتى را به آنها داده بودند « 45 » .
امير محمد بن عبد الرحمان سى و سه پسر و بيست و يك دختر برجاى نهاد « 46 » .
هامش
( 44 ) . مخطوط ، كتابخانهء قرويين برگهاى 243 ب و 252 ب . راجع به بقى بن مخلد رجوع كنيد به :
ابن الفرضى ، تاريخ العلماء و الرواة فى اندلس ، شمارهء 283 . همچنين البيان المغرب ، ج 2 / ص 112 و 113 .
( 45 ) . ابن القوطيه به اين امر در روايتى كه از گفتگويى كه ميان سردار سپاه ابن ابى عبده و محمد بن الكوثر يكى از دبيران اندلس درگرفته بود ، اشارت دارد . او ابن كوثر را چنين وصف مىكند كه « از عجايب روزگار يكى آنكه بزرگترين صاحب قلم بنى اميه و دبير آن يك كاتب نصرانى است » . و به او نوشت : « از عجيبترين عجايب اين است كه به خلفاى بنى عباس در مشرق خبر رسد كه بنى اميه مجبور شدهاند كه قومس نصرانى ابن انتنيان بن يليانهء نصرانى را مقام اعظم دبيرى خود دهند » . ( نام او به اسپانيايى گومث بن انتونيو بن خوليان است ) . رجوع كنيد به افتتاح الاندلس ، ص 82 و 83 .
( 46 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 12 / ص 96 .