تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
امير محمد نه بلند بود و نه كوتاه ، سپيد مايل به سرخى ، كوتاه گردن . موى خود به حنا خضاب مىكرد . اهل مدارا و بردبارى . با خويشاوندان و اهل بيت خود سخت مهربان . از آغاز امارت برادران بزرگتر خود را مورد نواخت خويش قرار داد و در خارج قصر برايشان كاخهاى پرشكوه مهيا ساخت و مزارع حاصلخيزشان بخشيد و راتبهء كرامند معين كرد و كسانى از آنان را كه صالح بودند امارتهاى دوردست داد . علاوه بر رجاحت عقل ، اديب و در گفتار فصيح بود . نامه‌هايش در نهايت بلاغت بود و توقيعاتش نيكو ، ولى بر خلاف پدر و جدش شاعر نبود . مردم دانا و خردمند را اكرام مىكرد و بر صدر مىنشاند و نيكو مىداشت ، ولى از رقابت و حسدورزى ايشان حذر مىنمود و به سعايتهايشان گوش نمىداد . همواره جمعى از برگزيدگان شعرا و علما بر گرد او بودند « 43 » چون عباس بن فرناس و مؤمن بن سعيد و ابن عبدربه . ايشان از اقطاب شعر در عصر او بودند . و از دانشمندان عبداللّه بن حبيب بزرگترين دانشمندان اندلس در عصر او بود كه در آغاز امارتش وفات كرد و ديگر بقى بن مخلد و عيسى بن دينار و محمد بن عمر بن لبابه و محمد بن عبد السلام الخشنى و غير ايشان . در عصر او بويژه فقيه پرهيزگار علامه بقى بن مخلد سخت مشهور بود . او فقيهى با فكرى آزاد و ديدى وسيع بود . در قرطبه رشد يافت و به افريقيه و مشرق رفت و علم آموخت . چون به اندلس بازگرديد برخى از فقها به كثرت علم او حسد بردند و او را برتر از خود يافتند بخصوص در اساليب حديث و روايت . او را به زندقه متهم كردند و در نزد امير محمد از او به بدى ياد نمودند . بقى بن مخلد به حاجب هاشم بن عبد العزيز پناه برد . و به امير نامه نوشت و او را به خدا سوگند داد كه خونش را نريزد مگر آنگاه كه به آراى او آشنا شود و دفاعش را بشنود . هشام بن عبد العزيز ماجرى با امير در ميان نهاد . امير محمد مجلسى ترتيب داد تا با خصوم خود در برابر او مناظره كند . بقى بن مخلد اتهامات خصوم خود را به شدت رد كرد و آنان را الزام نمود . ميزان فضل و تفوق او بر امير آشكار گرديد و نعمت و رعايت خويش بر او ارزانى داشت و مقامش را فرابرد و او در زمرهء بزرگترين علما و فقها و محدثين اندلس بماند تا در
هامش
( 43 ) . اخبار مجموعه ، ص 145 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 340 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان