كه خرافات سخيفى را كه دربارهء رسول مكى شايع شده بود بازگو كنند . » « 22 »
خاورشناس سيمونت كه يكى از مورخين بزرگ اسپانيايى است در تاريخ خود به نام مسيحيان معاهد
sebarazoM soL
تحت عنوان « قهرمانيهاى مسيحيان قرطبه در مقاومت در برابر هجوم الحاد اسلامى » عقايد عجيبى ابراز مىدارد . سيمونت معتقد است كه قرطبه يكى از پايگاههاى اصلى جنگ و ويرانگرى است كه اسلام عليه مسيحيت تدارك ديده است . سيمونت مىگويد كه اسلام يك قرن با مستعربين به مدارا رفتار كرد و اين بدان سبب بود كه به خدماتشان و معاونتشان نياز داشت و چون احساس نيرومندى نمود اين تسامح و مدارا را به يك سو نهاد ، زيرا مىديد كه گروه كثيرى از مسيحيان روحيهء ديگرى يافتهاند و براى يافتن حياتى تازه به فعاليت افتادهاند . سپس سيمونت از « مظالمى كه مسيحيان گرفتار آن بودند و سركوبى و تحقيرى كه تحمل مىكردند » سخن مىگويد كه « اينان نه تنها از سوى حكومت بلكه از سوى تودهء مردم نيز در فشار و رنج بودند . » سيمونت معتقد است كه « اين سياست قرطبه با همهء عهدنامهها و قوانينى كه در روزگاران فتح امتيازاتى به اسپانياييها داده بود منافات داشت . فشار اسلامى بر ضمير و وجدان مسيحيان اسپانيا و بر مالكيت و كرامتشان بس توانفرسا بود » .
سيمونت دربارهء امراى قرطبه مىگويد آنان حقوق و امتيازاتى براى خود قائل شدند ، تا هرچه بيشتر مسيحيان را تحت فشار قرار دهند . مانند زمان فرمانروايى گوتها حق تعيين و عزل اسقفان را به خود اختصاص دادند . تشكيل مجالس دينى را به اجازهء خود منوط كرده بودند و همواره يكى از مسلمانان يا يكى از مسيحيان مرتد را بر آن رياست مىدادند . غالبا وظايف اسقفان را به برخى از مردان منحط كه جز چاپلوسى و خدمتگزارى در درگاه آنان كار ديگر نمىدانستند واگذار مىكردند .
زورگويى امرا بر مستعربين شامل املاك و داراييهاى آنها هم مىشد ، زيرا مسيحيان براى نجات جان خويش اموال گزافى به خزانه واريز مىكردند . اين پرداختها به صورت جزيه و ماليات بود كه بسا فوق طاقت ايشان بود . روزگارى آمد كه مسيحيان هر رنجى را تحمل مىكردند تا بتوانند آزادى دين را حفظ كنند ، ولى هر روز مسلمانان غرامت تازهاى را تدارك مىديدند . اين غرامتها افزون بر مالياتهايى
هامش
( 22 ) .. vius te 713 . p . I . tsiH : yzoD