تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
* در اواخر عهد عبد الرحمان بن حكم طوفان شديد تعصب مسيحيان ، قرطبه را بگرفت و در افق نشانه‌هاى خونين كشمكشهاى بزرگ دينى و اجتماعى نمودار گرديد . در سيستم حكومتى اسلام هرگز مسيحيانى كه در تحت لواى آن مىزيستند آزار نمىديدند . حكومت قرطبه هم از اين سياست مدارا و تسامح رخ برنمىتافت و نمىخواست در شئون دينى ايشان مداخله كند يا به عقايد و شعائرشان تعرض جويد . مسيحيان در قرطبه و ديگر جايها در عقايد و شعائر خود آزاد بودند و قضاتشان برطبق آيين خويش حكم مىراندند . بيشتر صاحب مناصب و مسئوليتهايى در سپاه يا ادارهء مملكت بودند و به آنان اعتماد روا مىداشتند . در بسيارى مواقع با برادران مسلمانشان دوش‌به‌دوش بر ضد خصم جنگيده بودند . اغلب آنان به بازرگانى در ثغور و شهرها اشتغال داشتند و عامهء آنها در مزارع مسلمانان بىهيچ اكراهى و زورى كار مىكردند و در قرطبه و ديگر شهرها زندگى خوشى داشتند . بسيارى از اين مسيحيان را فصاحت زبان عربى خوش‌آمد و به آموختن آن پرداختند و كتابهاى خود را به عربى نوشتند . بسيارى از اخلاق و عادات مسلمانان تقليد كردند و در زندگى خصوصى خود روش خاص ايشان در پيش گرفتند . اما در كنار اينان جمعى ديگر از مسيحيان متعصب بودند كه مسلمانان را اجانب و غاصبين مىخواندند و آنان را متجاوز به دين و كشور خويش مىپنداشتند . اين جماعت افراطى ميانه‌روان را نكوهش مىكردند و دشمن مىدانستند و به سازش و خيانت متهم مىكردند . روحانيان مسيحى خود از اين گروه بودند كه همواره بذر نفاق و كينه مىپاشيدند و آتش فتنه را تيز مىكردند و به نام دين دلهاى افراطيان را از خشم و كينهء مسلمانان مىانباشتند . اين گروه با مسلمانان سخت دشمن بودند و دينشان و پيامبرشان را مسخره مىكردند و به عيان بر نبى عربى دروغ مىبستند و در اين اتهامها به برخى خرافات و اباطيلى كه كشيشان در هر عصر و مكانى نقل مىكنند ، متكى بودند . دوزى مىگويد : « برايشان هيچ چيز از اين آسانتر نبود كه خود به ميان مسلمانان روند تا با حقيقت آشنا شوند ، ولى آنان هرگز نمىخواستند به سرچشمهء معارف اسلامى راه يابند و به منابعى كه در دسترس داشتند بنگرند . تنها به اين دلخوش بودند