تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
امير عبد الرحمان او را با خوشرويى پذيرا شد و يارى كرد . او نيز به ناحيهء ثغر بازگشت و با نيرويى كه در اختيار داشت در آن حوالى دست به آشوب زد و برشلونه را محاصره نمود و بر جرنده حمله برد . عبد الرحمان به عامل خود در طرطوشه ، عبد اللّه بن يحيى و نيز به عامل خود در سرقسطه عبد اللّه بن كليب‌نامه نوشت كه به يارى او بر ضد پادشاه فرنگان برخيزند . ولى از روايات مسيحى چنين برمىآيد كه از آن پس ميان عبد الرحمان بن حكم و شارل كچل گفتگوهاى آشتى برقرار شد كه عاقبت به عقد قرارداد صلح انجاميد . در همين سال موسى بن موسى بن قسى ( يا قسوى ) نقض پيمان كرد و شورش نمود و در حوالى تطيله و طرسونه و برجه از اعمال ثغر اعلى آشوبها برپا ساخت . برادر مادرىاش فرتون انيكيز ( ابن ونقه ) امير بنبلونه به يارىاش برخاست . عبد الرحمان لشكر صائفه را به سردارى عباس بن وليد معروف به الطبلى به جنگش فرستاد . عباس بن وليد همه‌جا آرام از او ببريد تا بار ديگر به فرمانبردارى بازآمد و پسر خود اسماعيل را به گروگان فرستاد تا كفيل پيوستگى او باشد . عبد الرحمان فرمانبردارى او را بپذيرفت و در امارت تطيله ابقايش نمود . برادرش فرتون انيكيز « 20 » نيز در اين صلح با او شركت جست . در سال 234 ه / 848 م عبد الرحمان يك نيروى دريايى بزرگ به جزاير ميورقه و منورقه - كه بزرگترين جزاير شرقى ( جزاير بليار ) هستند - فرستاد تا مردم آن ديار را كه به كشتيهاى مجاهدين مسلمان تعرض كرده و آسيب رسانده بودند گوشمال دهد . مسلمانان آن دو جزيره را بگرفتند و جمعى را كشتند و جمعى را اسير كردند . مردم آن دو جزيره نزد عبد الرحمان بن حكم كس فرستادند و امان خواستند و جزيه پذيرفتند و تعهد كردند كه سر از پيمان دوستى نپيچند . عبد الرحمان نيز اجابت كرد . آبهاى شرقى اسپانيا از عهد هشام مركز حملات دريايى مسلمانان به شمال و مشرق بود . قوام اين حملات غالبا جماعاتى از دريانوردان و مجاهدان بودند كه در آبها به طلب غنايم و اسيران جولان مىدادند و به مرزهاى جزاير مسيحىنشين كه در آن
هامش
( 20 ) . مخطوط ابن حيان . در آنجا امير بنبلونه ابن رنقه ذكر شده و آن تحريف است . درست ابن ونقهziuqenIاست .