تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
شاهانه به تمام معنى كلمه ترتيب داد و براى آن نظم و رسمى نهاد و براى خود خواص و نديمان برگزيد و بر شمار موالى و حشم خويش بيفزود و نگهبانان خاص برگماشت . در عهد او براى نخستين بار صقلابيان به وفور در دربار آشكار شدند . نخست نياى او عبد الرحمان الداخل بود كه چون از عربها بيمناك بود براى خود موالى صقلابى انتخاب كرده بود . حكم نيز از اين سياست پيروى كرد و جمع كثيرى از موالى و صقلابيان را به كار گماشت و بيشتر امور قصر و كارهاى خاص خود را به آنان سپرد . اين صقلابيان اغلب بردگان و خواجگان بودند كه از بلاد فرنگ و حوضهء دانوب و بلاد لمبارد و ديگر شهرهاى ساحلى مسيحىنشين درياى مديترانه آورده بودند . پسران و دختران صقلابى را آورده بودند و به آداب اسلامى تربيت كرده بودند ، سپس راه و رسم كار در قصر امارت و خدمتگزارى خاص امير را به آنان آموخته بودند . اينان بعدها صاحب مقام و مرتبتى شدند و مناصبى در رياست و سردارى سپاه بر عهده گرفتند . شمار اين بردگان به حدود پنج هزار نفر بود « 41 » . حكم را دسته‌اى از نگهبانان خاص بود ، بيشترشان از غنايم اربونه كه از پدرش هشام به او به ارث رسيده بود . اينان در روز ربض در دفاع از او جهد فراوان كردند . حكم نيز آنان را آزاد نمود و جوايز و صلات كرامند داد « 42 » . حكم سواركارى ماهر بود و عاشق سوارى و شكار . هزار اسب از بهترين اسبها داشت همه در ساحل نهر روبه‌روى قصر بسته بودند و جماعتى از مهتران كارآزموده به مراقبت و تيمار آنها مشغول بودند « 43 » . دستگاه شرطهء ( پليس ) او و جاسوسان و خبرچينانش نيرومند و منظم بود . درهرحال حكم اميرى بود با قدرت و هيبتى عظيم و دربارى پرشكوه . بعضى او را در قوت ملك و استحكام دولت و سركوبى دشمنان به ابو جعفر المنصور تشبيه كرده‌اند . حكم خطيبى سخنور بود و شاعرى نيك . در مناسبتهاى مختلف شعر مىسرود چه در جنگ و چه در سياست يا در فخر و غزل . نمونه‌اى از شعر او را در واقعهء ربض آورديم . در فخر گويد :
هامش
( 41 ) . بعضى گويند واژهء صقالبه ازevalacsEمىآيد ، يعنى برده و اسير . رجوع كنيد به :. 732 . p . dibi : duanieR( 42 ) . ابن حوقل ، المسالك و الممالك ، ص 75 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 159 و 160 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 6 / ص 128 . ( 43 ) . مخطوط ابن حيان ، ص 106 .