اواخر ايام حكم او نيز بمرد .
از دانشمندان عصر حكم ابو القاسم عباس بن فرناس بود ، فيلسوف و علامهء و رياضيدانى بىهمتا . او در تاكرنا متولد شد ، از اصلى بربرى . از جوانى در فلسفه و نجوم و كيمياى صناعى استادى يافت . او نخستين كسى است در اندلس كه توانست از سنگ شيشه بسازد و نيز در موسيقى مهارت داشت . آلتى نجومى براى شناختن وقت ساخته بود به نام « الميقاته » . او را اختراعات بسيار ديگرى است . گويند كه مىخواست وسيلهاى براى پرواز بسازد و براى خود بالهايى به صورتى خاص بساخت و از ناحيهء رصافه به قصد پرواز حركت كرد و به هوا پريد ، سپس در همانجا در مسافتى دور بيفتاد .
مؤمن بن سعيد شاعر دربارهء او گويد :
يطم على العنقاء فى طيرانها * اذا ما كسى جثمانه ريش قشعم
عبد الحميد بن بسيل وزير گويد : « عباس بن فرناس در مدت عمر خود ابداعات لطيفه و اختراعات عجيبه داشت . عود مىنواخت و آهنگهاى زيبا مىساخت . باوجود اين شعر نيكو مىگفت . مردى نيكو روش و صاحب فوايد بسيار بود » . ابن فرناس با اختراعات عجيب خود جهان را به حيرت افگند . در عقيدهء او طعن زدند و به زندقه محكومش نمودند ، ولى دست قضا او را از مرگ نجات داد . عمر دراز كرد ، سالها نيز پس از حكم در عصر عبد الرحمان پسر او بزيست و در زمان نوهء حكم امير محمد بن عبد الرحمان وفات كرد . او را در هرسه دورهء حكم و پسرش و نوهاش شعرهاى نيكو است و ما بار ديگر به ذكر او خواهيم پرداخت .
ديگر از علماى زمان او يحيى الغزال الجيانى است . و او ابو زكريا يحيى بن الحكم البكرى منسوب به بكر بن وائل است . اصل او از شهر جيان بود و به سبب زيبايى و ظرافتش او را « الغزال » لقب داده بودند . شاعرى جزل و مطبوع بود و بخصوص در غزل استاد ، و دربارهء زنان شعرهاى لطيف دارد . علاوه براين از نجوم و فلسفه آگاه بود . او را ارجوزهاى در ابواب علوم بوده كه به دست ما نرسيده است . در سخن خود به فقها تعريض مىكرد و آنان را مورد حمله قرار مىداد ، تا آنجا كه بر او خشم گرفتند و به زندقهاش متهم كردند . از اوست :