لقب دادند . لقب اخير به سبب حادثهء ربض بود كه از آن ياد كرديم .
* تنى چند از مردان نامآور تاريخ اندلس در آن عصر در حكومت حكم مصدر كارهايى بودند . شغل حاجبى ( يا رياست وزرا ) به عهدهء عبد الكريم بن عبد الواحد بن مغيث سردار پيشين پدرش بود . عبد الكريم سپاهى بزرگى بود . چند بار به بلاد مسيحيان لشكركشى كرد و پيروز باز آمد ، همچنين كاتبى بليغ و شاعرى توانا بود .
پس از او عبد العزيز بن ابى عبده مقام حاجبى يافت . او نيز سردارى بزرگ و سياستمدارى باتجربه بود « 44 » . در زمرهء وزرا و سرداران او مردان ديگرى بودند چون اسحاق بن المنذر و عباس بن عبد اللّه . در عهد حكم در ضمن مشاغل دولتى شغلى ايجاد شد براى ادارهء شئون اهل ذمه ( مسيحيان و يهود ) كه صاحب آن را قومس « 45 » مىگفتند . يكى از اين قومسها ربيع بن تدلف القومس بود ، سردار غلامان خاصه و متولى امور و هزينههاى دربار و كارهاى خاص آن . ربيع مردى ستمگر بود و همگان با او دشمن بودند . حكم كمى پيش از مرگش فرمان كشتن او داد و پسرش عبد الرحمان حكم اعدام او را در ميان شادمانى مردم اجرا نمود . بعضى مىگويند كه اين منصب در زمان عبد الرحمان الداخل ايجاد شد « 46 » ، ولى چنان بهنظر مىآيد كه صورت مرتبى نداشت و تنها در عصر حكم بود كه حدود و وظايف آن معين گرديد .
عصر حكم علىرغم آن همه اغتشاشات و فتن عصر شكوفايى علم و ادب بود .
گروه بزرگى از اكابر نويسندگان و شعرا و علما ظهور كردند . مقدم بر همه شاعر حكم و برگزيدهء او و قطب شعر در عصر او عباس بن ناصح الثقفى الجزيرى بود . او علاوه بر براعت در شعر و ادب عالم به لغت و هندسه و فلسفه و نجوم بود . در ستايش حكم اشعار بسيار دارد . حكم او را قضاى زادگاهش جزيره داد و پس از او پسرش عبد الوهاب ابن عباس را به اين مقام برگزيد . عبد الوهاب نيز چون پدر شاعرى بزرگ بود و در
هامش
( 44 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 72 .
( 45 ) . مخطوط ابن حيان . قومس معرب كلمهء لاتينىsemoCاست كه گاه به « قمط » معرب شده ، يعنى كنتetmoCبه زبان امروزى .
( 46 ) . ابن قوطيه ، ص 38 . و مىگويد نخستين كسى كه به اين مقام منصوب شد ارطباس پسر وتيزا بود .