بر شمار بردگان خود بيفزود و سلاح بسيار گردآورد و بردگان را با نيرويى از آزادان تقويت كرد . اينان پيوسته برگرد قصر او سواره پاس مىدادند . مردم را از اين غلامان بيم در دل افتاد و كمكم به آرامش گراييدند . حكم بر مردم قرطبه و ديگر شهرها ماليات بست و اين امر بر خشم و نفرتشان درافزود . » « 37 »
حوادث ربض و سركوبى مردم و تسليم آنان قرايح شعراى آزاده را برانگيخت .
اينان كه با حكم خصومت مىورزيدند زبان به نكوهش ظلم و طغيان او گشودند . در اين باب قصايد بسيارى در دست است كه حكايت از روش مردم قرطبه در برابر اين امير ستمكار دارد . از جمله شعر غريب بن عبد اللّه است در قصيدهاى طولانى :
يا اهل قرطبة الذين تواكلوا * جد الدفاع من التواكل افضل
جد الدفاع لوانكم دافعتم * يوم الهياج لكم اعز و اجمل
ان التواكل وهنة و مذلة * و الجد فيه الصنع و المتمهل
صرتم احاديث العباد و كنتم * عونا لهم فى كل هم ينزل
امسى عبيدكم الذين ملكتم * ملكوا عليكم و الامور تحول
حكم پس از آن بيمار شد و بيماريش به درازا كشيد . در اواخر عمر خود پسر بزرگش عبد الرحمان را به تدبير كارها برگزيد و او را ولىعهد خود گردانيد و برايش بيعت گرفت . برادر خود مغيره را نيز وليعهد عبد الرحمان قرار داد « 38 » ، ولى مغيره چندى بعد از حق خود چشم پوشيد . حكم نخستين امير از امراى بنى اميهء اندلس بود كه در زمان حيات خويش براى پسرش بيعت گرفت و اين بدان سبب بود كه مىپنداشت پس از مرگش بر سر جانشينى او اختلاف مىافتد . حكم بن هشام در بيست و ششم ذو الحجهء سال 206 ه / بيست و دوم ماه مه سال 822 م بمرد . پنجاه و هشت سال از عمرش رفته بود . او را در كنار پدرانش در قصر الروضه به خاك سپردند . نوزده پسر و سى و دو دختر برجاى گذاشت .
گويند به هنگام مرگ بر آنچه با مردم ربض كرده بود پشيمانى نمود و تأسف خورد و مىگفت كه كاش با آن مردم به آن شدت رفتار نمىكرد « 39 » .
هامش
( 37 ) . مخطوط ابن حيان ، ص 105 - 110 .
( 38 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 41 .
( 39 ) . ابن القوطيه ، افتتاح الاندلس ، ص 55 .