اراضى اسلامى همجوار خود را مورد حمله قرار مىدادند . مسلمانان در اراضى جليقيه پيش رفتند و كشتار كردند . ميان ايشان و مسيحيان بر ساحل رود ارون جنگى سخت درگرفت و چند روز به طول انجاميد . اين جنگ به هزيمت مسيحيان انجاميد .
جمعى از ايشان به قتل رسيد و جمعى از امرا و اكابرشان به اسارت افتادند . مسيحيان به درون سرزمينهاى خويش بازگشتند و به درهها و كوهها پناه بردند . حاجب پيروزمندانه به قرطبه بازگرديد « 31 » .
در اواخر عهد حكم در قرطبه شورشى عظيم برپا شد ، چنان كه نزديك بود پايههاى تخت قدرت او را متزلزل كند . مردم قرطبه بر ضد سركشى و غرور و سختكشى امير خود برخاسته بودند . در ميان مردم قرطبه بسيارى مولدين بودند كه با قدرت حاكمه مخالف بودند . اينان به وضع و موقعيت خود آگاه بودند كه چسان از حقوق اجتماعى محروماند . فقها نيز از سوى ديگر كمر مخالفت بسته بودند و در رأس آنها كسانى چون طالوت المعافرى و غير او مردم را تحريض به انقلاب مىكردند و بر ضد حكم و دربارش برمىانگيختند . اينان حكم را به ارتكاب معاصى و فرورفتن در لهو و شراب متهم مىكردند . ميان امير و مردم قرطبه با گذشت زمان وحشت و رميدگى بيشتر مىشد و چون حكم بر مواد غذايى مالياتهاى سنگين بست اين رميدگى بيشتر شد و مردم آشكارا به نكوهش امير و خواص او پرداختند . شبها در مساجد گرد مىآمدند تا او را به نحوى ضربت زنند و مجروح سازند . اين گستاخى به حدى رسيد كه روزها در راه نيز به او تعرض مىكردند و او را دايم الخمر ندا مىدادند .
روزى امير به شكار مىرفت ، چون از ميان بازار ربض مىگذشت مردم بر ضد او شعار دادند و با كفزدن مسخرهاش كردند . دستور داد ده نفر را گرفتند و بر دار كردند .
ابن القوطيه مىگويد اين گروه كه بر دار شدند سران توطئه بر ضد حكم بودند و در ميانشان برخى از بزرگان قوم بودند چون يحيى بن نصر اليحصبى و موسى بن سالم الخولانى و پسرش « 32 » . اين عمل سبب شد كه مردم بيشتر به هيجان آيند . كمكم آثار شورش نمودار شد . مردم به سپاهيان و نگهبانان خاص حمله مىكردند . حكم كه وضع را خطرناك ديد در قصر تحصن گزيد و سازوبرگ گردآورد . تا يك روز ناگهان آتش
هامش
( 31 ) . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 159 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 77 .
( 32 ) . ابن القوطيه ، افتتاح الاندلس ، ص 50 و 51 .