شده بود كشته شد .
چون فرويلا به قتل رسيد پسرش الفونسو كه مادرش مونيا بود هنوز خردسال بود . ميان مردم اختلاف پديد آمد . بيشتر به اورليوس يا اورالى « 23 » پسر فرويلا برادر الفونسوى اول گرايش يافتند و او را به پادشاهى برگزيدند ، ولى او تنها در ولايات شرقى در ناوار و بسكونيه جايى كه پدرش پيش از اين فرمان مىراند حكومت مىكرد .
جليقيهء غربى را سيلويا شيلون « 24 » شوى اروزندا دختر الفونسوى اول در تصرف گرفت و بدينگونه جليقيه به دو امارت تقسيم شد ، ولى باهم كنار آمدند و ميانشان رقابت يا جنگى رخ نداد . در سال 778 شارلمان در بلاد بشكنس به جنگ رفت و اين به هنگامى بود كه لشكر به سرقسطه مىبرد . اورليوس ناچار شد با مسلمانان همپيمان شود و در اين هنگام - چنان كه برمىآيد - ميان مسلمانان و مملكت جليقيه جنگى درنگرفته است ؛ زيرا هردو گرفتار امور خود بودند . اورليوس در سال 781 م درگذشت و چون الفونسو پسر فرويلا هنوز كودك بود مردم بشكنس سيلو را به جاى او به پادشاهى برداشتند و دو مملكت بار ديگر متحد شدند . سيلو سه سال ديگر بر جليقيهء متحد پادشاهى كرد . در عهد او ميان مسلمانان و مسيحيان پيمان صلح بسته شد .
ولى برخى انقلابات داخلى در جليقيه پديد آمد كه به فرونشاندن آن موفق شد . سيلو اندكى بعد در سال 784 درگذشت « 25 » .
چون سيلو بمرد و فرزندى نداشت وصيت كرده بود كه بعد از او الفونسو پسر فرويلا را به پادشاهى نشانند و اروزندا زوجهء فرويلا سرپرست او باشد . ولى اشراف به فرمانروايى كودكى و زنى رضا ندادند . جمع كثيرى از مردم نيز به آنان پيوستند و ديرى نپاييد كه جليقيه در لهيب شورشها فرورفت . در رأس اين شورش مردى بود به نام مورگات و در روايات عربى مورقاط . مورگات فرزند غيرشرعى الفونسوى اول از كنيزى عرب بود . مورگات بر جليقيهء غربى استيلا يافت و بسيارى از زعما
هامش
( 23 ) . در روايات عربى به اين نام آمده و او را پادشاه همهء جليقيه خواندهاند . رجوع كنيد : ابن اثير ، الكامل ، ج 6 / ص 12 .
( 24 ) . نام او در روايات عربى چنين است . ابن خلدون او را به خطا فرزند فرويلاى بزرگ آورده است . ج 4 / ص 180 .
( 25 ) . ابن خلدون تاريخ مرگ سيلو يا شيلون را سال 168 هجرى ضبط كرده كه با 784 ميلادى روايت مسيحى آن يكى است . ج 4 / ص 180 . همچنين ابن اثير ، ج 6 / ص 22 .