التاميرا در باب اهميت اين حادثهء دينى و اثر آن در تمدن اين منطقه از اسپانيا گويد : « اين اكتشاف دلهاى مسيحيان را لبريز از شادمانى نمود . از اكناف كاروانهايى براى زيارت آن به حركت درآمدند ، نه تنها از سرزمين اسپانيا بلكه از خارج آن نيز .
همچنين قوافل زوار از سراسر اروپا به جليقيه روان شد و اين امر را در عادات و آداب تأثيرى بزرگ بود . » « 28 »
براى من ديدار از شهر شنت ياقب ميسر شد . از عجيبترين و زيباترين شهرهاى اسپانياست . داراى رنگ و حال خاص خود است و بيش از ديگر شهرهاى اسپانيا بافت قديم خود را حفظ كرده است و زيباترين قسمتهاى آن ، كليساى عظيم آن است در وسط شهر كه از بزرگترين بناهاى دينى بشمار است .
اين مملكت مسيحى شمالى از هر جهت مستقل بود . سالهاى سال بىهيچ ارتباطى با ديگر كشورهاى مسيحى به حيات خود ادامه داد ، ولى ميان آن و همسايگان مسلمانش آنگونه روابط سياسى و اجتماعى نيرومندى كه در نظام و ديگر ويژگيهاى آن مؤثر باشد به وجود نيامد . شنت ياقب همچنان ميان كوهستانهاى صعب و درياى خروشان خود را پنهان كرده بود . روح مملكت قديم گوتى و نظامات آن بر آن سيطره داشت . جلالقه مدتهاى مديد خود را به گوتها نسبت مىدادند و خود را گوت مىخواندند و حكومتهاى خود را به روال سياست و نظامات گوتها اداره مىكردند .
پادشاه بهطور مطلق هم قانونگذار بود و هم مجرى آن و اشراف را توان تجاوز به حريم قدرت او نبود ، مگر به پايمردى شورش يا با اعمال حق خود در انتخاب . طبقات اجتماعى قديم به همان صورت خود باقى بود : يك اقليت توانگر كه از مواهب ثروت و جاه برخوردار بود و اكثريتى فقير كه بردهوار زير بار ستم دستگاه سلطنت و تحت استثمار اشراف و اربابان بود . ولى اين اكثريت توانست راهى به آزادى بگشايد ، آنگاه كه در اسپانيا معركهء مرگ و زندگى ميان اسلام و مسيحيت درگرفته بود و قدرت سلطنت ناچار شد به آن اكثريت پناه ببرد تا بتواند مرزهاى كشور و زندگىاش را نجات بخشد . بردهء قديمى به صورت لشكرى درآمد كه بر ضد اربابان خود شورش مىكرد و ايشان را به احترام وامىداشت .
هامش
( 28 ) .. 932 . p . I . loV , anapsE ed . tsiH : arimatlA . R