تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
و اشراف نيز به او پيوستند . اينان با فرويلا جنگيده بودند و اينك بيم آن داشتند كه پادشاهى بر پسرش قرار گيرد و از آنان انتقام بگيرد . الفونسو به البه گريخت . در آنجا خاندان مادرى و عشيرهء او بودند ، زيرا چنان كه گفتيم مادرش از مردم بسكونيه بود . مورگات چنان ديد كه با پيمانى كه با مسلمانان مىبندد پايه‌هاى دولت خويش استوار كند و حزب الفونسو نيز با فرنگان كه دشمنان مسلمانان بودند متحد شدند . مورگات پايتخت خود را شهر براويا در اقصاى جليقيه قرار داد . روحانيان و مسيحيان متعصب با او دشمنى مىورزيدند و مردم را بر ضدش تحريك مىكردند ، زيرا مورگات با مسلمانان دوستى مىورزيد و در اين دوستى افراط مىكرد . مورگات مىگفت از سوى مادر خون عربى در تن دارد . با اين همه مخالفان ، مورگات تا هنگام مرگ يعنى سال 789 بر كشور كوچك خود فرمان براند . روايات عربى به پاره‌اى از اين حوادث اشارت دارند و مىگويند كه مورگات الفونسو را كشته است ، ولى چنان كه آورديم الفونسو كشته نشده است . و نيز خواهيم ديد كه او به پادشاهى رسيد و در سالهاى بعد ميان او و مسلمانان حوادثى رخ داده است . روايت عربى همچنين حاكى است كه مسلمانان از آشفتگيهايى كه بر جليقيه حكمفرما بود سود بردند و والى طليطله لشكر به آنجا برد و دست به كشتار و تاراج زد « 26 » . و اين چيزى است كه در روايات مسيحى نيامده است . ظاهرا مسلمانان بر البه و قلاع حمله كردند ، زيرا با مورگات فرمانرواى جليقيه پيمان دوستى داشتند . اين جنگ بنابر روايات عربى در حوالى سال 169 ه / 786 م يعنى در اواخر دوران امارت عبد الرحمان الداخل اتفاق افتاده است . چون مورگات رهبر شورش و غاصب تخت سلطنت درگذشت مىبايست بار ديگر پادشاهى به صاحب قانونى آن الفونسو پسر فرويلا برسد ، ولى اشراف كه از انتقام الفونسو بيمناك بودند برمند يا برمودو پسر فرويلا و برادر اورليوس را كه از قبل عهده‌دار امارت بشكنس بود به پادشاهى برگزيدند . برمودو از دنيا بريده و
هامش
( 26 ) . رجوع كنيد به ابن الاثير ، الكامل ، ج 6 / ص 22 . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 180 . ابن خلدون به جاى مورقاط ، بسمول قاط آورده كه اگر اشتباه چاپى نباشد تحريفى است كه در نسخ روى داده است .