تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
نمود . « 20 » در روايات مسيحى بعد از آن ، خبر نبرد بزرگى ميان مسلمانان و مسيحيان در بونتومو از اعمال جليقيه ، آمده است ، حاكى از آنكه عبد الرحمان الداخل در سال 773 م / 157 ه لشكر بزرگى به فرماندهى حاجب خود عامر يا تمام بن علقمه به شمال فرستاد . مسيحيان به سردارى فرويلا در بونتومو با او روبه‌رو شدند و نبرد هولناكى درگرفت . مسلمانان شكست خوردند و جمع كثيرى از آنان كشته شدند . بنا به همان روايت پنجاه و چهار هزار نفر از آنان به قتل رسيدند و سردارشان نيز اسير گرديد « 21 » . ولى در روايات اسلامى از جنگى با چنين تلفات سنگينى مخصوصا در اين تاريخ نشانه‌اى نيست . زيرا در اين تاريخ عبد الرحمان الداخل با آن داعى فاطمى درگير نبرد بود و همهء كوشش خود را صرف آن نموده بود . روايات مسيحى چنان كه عادت آنهاست در اين مورد چنان مبالغه كرده‌اند كه موجب ترديد مىشود . فرويلا مردى سختگير بود . ازاين‌رو در پادشاهىاش موفق نبود . جليقيهء غربى در آتش آشوبها مىسوخت و چنان كه از ظواهر برمىآيد مسلمانان نيز آشوبگران را ترغيب مىكردند . اين شورشها را فرويلا پس از كوشش بسيار فرونشاند ، ولى بسيارى از زمينهايى را كه در آن نواحى تصرف كرده بود از دست داد . اين زمينها به دست مسلمانان افتاد . همچنين در ناوار يعنى در ناحيهء شرقى مملكت جليقيه نيز بر ضد او شورشهايى رخ داد . فرويلا آن شورشها را نيز با شدت تمام خاموش كرد و سرزمين ناوار را زير پى سپرد و به فرمان خويش درآورد . از جمله اسيران او در اين نبردها دخترى زيبا بود از خاندانى شريف به نام مونيا . فرويلا به دو دل بست و با او ازدواج كرد و از او صاحب پسرى شد به نام الفونسو ، همان كسى كه بعد از او بر تخت پادشاهى نشست . فرويلا در انتقامجويى و خونريزى افراط مىكرد . مردم با او دل بد كردند و برگرد اورليوس فرزند عمويش فرويلا گرد آمدند . فرويلا شهر اوويدو را كه بعدها پايتخت جليقيه شد بنا كرد ، ولى خود پايتخت خويش به آنجا نبرد و همچنان در پايتخت نخستين خود كانگاس ماند تا در سال 775 م « 22 » در شورشى كه برپا
هامش
( 20 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 56 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 156 . ( 21 ) .. 851 . p . I . dibi : hcabhcsA( 22 ) . ابن خلدون مرگ فرويلا را در سال 158 هجرى ضبط كرده كه با 775 ميلادى كه روايت مورخان مسيحى است يكى است . ج 4 / ص 180 .