تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
كه بر افريقيه غلبه يافته بود چون قدرت بنى اميه رو به ضعف نهاد به نام بنى عباس دعوت كرد و به خليفهء عباسىنامه نوشت و از سوى او به فرمانروايى افريقيه برگزيده شد . از نظر كلى افريقيه تابع بنى عباس بود . علاء بن مغيث نيز مىخواست شورش خود را در سايهء دعوت بنى عباس قرار دهد تا نوعى رنگ قانونى و شرعى بر آن زند . خليفهء عباسى هم مىديد كه از جهت مادى بر او چيزى تحميل نمىشود و يارى او جنبهء معنوى دارد ، اين بود كه به پيشنهاد او روى قبول نشان داد و فورا براى او فرمانى صادر كرد . بعضى از كسانى كه بر ضد يوسف بن عبد الرحمان قيام مىكردند خود را در سايهء دعوت عباسى قرار مىدادند و از اين پس خواهيم ديد كه عصيانگران بر ضد عبد الرحمان هم چگونه از اين بهانه در حوادث مهم ديگر بهره مىبردند « 9 » . باجه و نواحى آن را آتش آشوب فراگرفت . قبايل و احزاب گوناگون زير علم سياه صف‌آرايى مىكردند . بويژه يمنيان و فهريان و جند مصر پيش قدم بودند . كار علاء بن مغيث بالا گرفت و يارانش افزون شد . امية بن قطن نيز با ياران خود به دو پيوست . غياث بن علقمه نيز در شذونه به عنوان هم‌پيمان علاء بن مغيث قيام كرد . عبد الرحمان با جمعى از سپاهيانش از قرطبه بيرون آمد . بدر غلام خود را به شذونه فرستاد . بدر شذونه را محاصره كرد تا غياث بن علقمه خواستار مصالحه شد . عبد الرحمان خود به قرمونه رفت . قرمونه ميان قرطبه و اشبيليه واقع شده و از نظر جنگى مكانى دست‌نيافتنى است . در آنجا براى دفاع موضع گرفت . علاء بن مغيث با لشكر خود بيامد و بارها به قرمونه حمله كرد و چند هفته شهر را در محاصره گرفت تا نيروى لشكريانش تحليل رفت . در اين هنگام عبد الرحمان از دفاع به هجوم گراييد و با جمعى از برگزيدگان لشكر بر علاء حمله كرد و ميان دو گروه جنگهايى سخت درگرفت كه چند روز دوام داشت . عاقبت علاء شكست خورد و لشكرش منهزم گشت و هزاران تن كشته داد . علاء نيز خود ميان كشتگان بود . ابن قطن اسير شد . عبد الرحمان سرهاى زعما و سرداران لشكر دشمن را بريد و نام هريك را بر آن رقم زد و با يكى از رسولان خود به قيروان فرستاد تا آن سرها را نهانى در درون بازارها افگندند و اين
هامش
( 9 ) . رجوع كنيد به ابن القوطيه ، ص 32 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 5 / ص 213 . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 122 .