تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
پناه برد . عبد الرحمان تمام بن علقمه والى طليطله را از پى او فرستاد . تمام او را تعقيب كرد تا اسيرش ساخت و لشكرش را پراكنده نمود « 5 » . عبد الرحمان چند ماه در اشبيليه درنگ كرد ، ولى تا از آنجا پاى بيرون نهاد و به قرطبه رفت شورش ديگرى برپا شد . اين شورش به سردارى عبد الغافر اليمانى زعيم يمنيان بود . عبد الغافر بر بلاد مجاور قرطبه غلبه يافت . ياران او بخصوص از ميان بربرها افزون گرديد و قرطبه را به خطر افگند . عبد الرحمان به قصد قتال او بيرون آمد . در وادى قيس نزديكى قرطبه دو لشكر براى مصاف روبه‌رو شدند . عبد الرحمان بربرهاى هم‌پيمان عبد الغافر را مورد استمالت قرار داد و آنها را از گردش پراكنده نمود . چون نبرد آغاز شد عبد الغافر به سختى منهزم شد و به لقنت گريخت . عبد الرحمان لشكر شكست خوردهء او را تعقيب كرد و هزاران تن از ايشان را بكشت . اين واقعه در سال 144 ه اتفاق افتاد . پس از عبد الغافر يكى ديگر از شورشگران به نام حيوة بن ملامس الحضرمى از بزرگان شهر علم طغيان برافراشت و بر اشبيليه و استجه و بسيارى از نواحى استان الغرب تسلط يافت « 6 » . مردم آن نواحى بر او گرد آمدند و كارش بالا گرفت . عبد الرحمان به جنگ او رفت و ميانشان چند روز نبردهايى درگرفت . شورشگران دليرانه از خود دفاع كردند و آنچنان در جنگ پاى فشردند كه نزديك بود عبد الرحمان را به محاصره اندازند ، ولى ميانشان تفرقه افتاد و از جنگ ملول شدند و به هزيمت رفتند . زعيمشان حيوة بگريخت و به عبد الرحمان‌نامه نوشت و از او طلب عفو و امان كرد . اين واقعه در سال 144 ه / 761 م واقع شد « 7 » .
هامش
( 5 ) . اخبار مجموعه ، ص 101 . و نيز871 . p . I . V . dibi : ednoC. ( 6 ) . ايالت « الغرب » در مغرب اشبيليه در جنوب پرتغال ميان وادى يانه و اقيانوس واقع شده فرنگان آن را تحريف كرده و امروزevraglAمىنامند . ( 7 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 53 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 2 / ص 73 . كنده مىگويد حيوة بن ملامس - برعكس - دوست صميمى عبد الرحمان بود و در روز فرود آمدن او به اشبيليه در پيشباز او مبالغه كرد و پس از اندك زمانى درگذشت . عبد الرحمان او را در ابيات درذناكى مرثيه گفته است) 971 . p . I . V . dibi : edonC (. ولى كنده در اينجا خلط مبحث كرده . حيوة در آغاز از ياران عبد الرحمان بود و در نزد او منزلتى داشت . ابن الابار دو بيت نقل مىكند منسوب به عبد الرحمان در ستايش حيوة وجود و وفاى او ( الحلة السيراء ، ص 33 و 34 ) ، -