در قصر امارت فرود آمد و در حال با او در امارت بيعت كردند . اين واقعه در دهم ماه ذو الحجهء سال 138 ه / سيزدهم مه سال 756 م اتفاق افتاد « 16 » .
جنگى كه در مساره درگرفت براى عبد الرحمان آغاز پيروزى بود نه پايان آن ، زيرا پس از حوادث و صعوبات بسيار توانست بر اندلس دست يابد و پايتخت آن را بگشايد و امارت آن را از آن خود كند . ولى بر تختى لرزان قرار گرفت و ميان او و سلطنت واقعى بر اندلس هنوز فاصلهء زيادى بود و نياز به طى مراحل داشت . اندلس از زمان انحلال خلافت اموى - چنان كه ديديم - به صورت ملك مشاعى درآمده بود كه هر روز بر سر آن ميان متغلبان زدوخورد بود . مسلم است در آن طوفان فتن تخت فرمانروايى دستخوش بىثباتى بود . هرچند گاه بخشى از آن جدا مىشد و بسيارى از زعما كه قوتى داشتند ، هريك در جايى كوس استقلال مىزدند . يوسف الفهرى همهء ايام حكومت خود را در خاموش كردن آتش فتنهها سپرى ساخت تا حكومت اندلس را خاص خود گردانيد ، ولى نتوانست تمام عناصر نزاع و خروج را ريشهكن كند . چون عبد الرحمان آشكار شد تخت فرمانروايى اندلس بر روى پايههاى سست خود مىلرزيد و استوارى بخشيدن به آن نياز به اراده و عملى نيرومند داشت .
روز مساره از روزهاى سرنوشتساز اندلس است و آغاز دورهء جديدى در تاريخ آن . روز مساره ، هم روز آغاز پيروزى بود و هم روز آغاز مبارزه و كشمكشى ديگر . اندلس در آن روزها در آتش منازعات مىسوخت . در هر ناحيه انقلابى برپا شده بود . آن عصبيت قديم به ضعف گراييده و به صورت فرقهها و دستههاى كوچك و پراكنده درآمده بود . خصومت تنها منحصر به مضرى ويمنى نمود بلكه هر قبيله و عشيرهاى بر گرد رئيس خود حلقه زده به مصالح خود مىانديشيد . هر گروه رأى و هواى ديگر داشت و مىخواست در حوزهء خود مستقل باشد و سر به قدرت مركزى فرود نياورد . عبد الرحمان مىكوشيد بار ديگر در اندلس يك دولت اسلامى واحد به وجود آورد ، همچنانكه پيش از جنگهاى داخلى چنين دولتى وجود داشت . اينك نبرد ميان دولت و امارات مستقل بود ، نبرد ميان دولت مركزى و حكومتهاى محلى ،
هامش
( 16 ) . صاحب اخبار مجموعه فصل مشبعى در اين واقعه آورده و سران هردو سپاه را نام برده . ص 86 - 90 . نيز رجوع كنيد به ابن القوطيه ، ص 26 - 28 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 2 / ص 65 و 66 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 48 و 49 .