تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ربيع الاخر سال 138 ه / سپتامبر سال 755 م بود . ابو عثمان به استقبال او آمد و در طرش
xorroT
كه قريه‌اى است در غرب المنكب فرودش آورد و خود در آنجا بماند تا نقشه‌هايش را اجرا كند و كارها را به نظم آورد . يوسف بن عبد الرحمان الفهرى در اين روزها لشكر به شمال برده بود و لشكرش سرقسطه را در محاصره داشتند ، زيرا عامر العبدرى و حباب الزهرى در آنجا موضع گرفته بودند . چون كار سرقسطه را به پايان آورد و آن دو رهبر آشوبگر را گرفت و اعدام كرد ، لشكرش به سوى طليطله بازگشت . در نزديكى طليطله رسولى كه پسرش عبد الرحمان بن يوسف شتابان فرستاده بود برسيد . عبد الرحمان به جاى پدر در قرطبه مانده بود . رسول نامه‌اى به او داد و او را از آمدن عبد الرحمان بن معاويه به اندلس و انتشار دعوت او در جنوب اندلس خبر داد . يوسف بر خود بلرزيد و اين خبر در لشكر پراكنده شد و خلل در اركان سپاه افتاد . گروهى كه با او دل بد داشتند از او جدا شدند و جز اندكى با او نماند . يوسف با بقاياى سپاه خود به طليطله بازگشت تا با همدستى صميل بن حاتم براى دفع آن خطر راهى بجويد . دعوت امويان در اين هنگام سراسر جنوب اندلس را در برگرفته بود و جمعى از زعماى قبايل و سپاه بر گرد عبد الرحمان حلقه زده بودند ، از آن جمله بودند تمام بن علقمة اللخمى « 12 » كه براى او از جند فلسطين بيعت گرفت و يوسف بن بخت كه از جند اردن بيعت گرفت و جدار بن عمرو المذحجى از زعماى ريه و حسان بن مالك الكلبى از زعماى اشبيليه . ابو عثمان و عبد اللّه بن خالد جماعات كثيرى از امويان و مردم شام گرد او جمع كردند . يوسف و صميل نيز به قرطبه بازگشتند تا راه چاره‌اى بيابند . صميل يوسف را اشارت كرد كه با عبد الرحمان راه مدارا پيش گيرد و دختر خود به او دهد . يوسف هيأتى را نزد عبد الرحمن كه هنوز در طرش بود فرستاد و ملاطفت نمود كه دختر خود به او خواهد داد و كورهء البيره ( غرناطه ) را اقطاع او خواهد ساخت ، يا استان ريه را ، و اگر خواهد سراسر زمينهاى ميان آن دو استان را به او خواهد داد .
هامش
- سفيد . بر ساحل دريا در كنار قوسى كه از دو خليج مجاور پديد آمده قرار گرفته . آن سوى آن كوههايى است كه آن را محافظت مىكند . شايد همين موقعيت - از دريا و خشكى - عبد الرحمان را وادار كرده كه از شهرهاى ساحلى ، آن را برگزيند . علاوه بر اين به مركز دعوت او نيز نزديك بوده است . ( 12 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 47 . اخبار مجموعه ، ص 79 و 80 .