صفوفش درهم ريخته و روحيهاش روى به ضعف نهاده بود . در كرانهء چپ رود زاب جنگى سخت درگرفت و لشكر اموى در يازدهم جمادى الثانى سال 132 / 25 ژانويهء سال 750 م تارومار شد و هزاران تن از لشكر شام و رؤساء و سرداران ايشان در رود غرق شدند و شيعه بر لشكرگاهشان دست يافت . مروان با اندكى از ياران خود به شام گريخت . عبد اللّه بن على از پى او برفت و دمشق را محاصره نمود و در پنجم رمضان همان سال فتح كرد . مروان به فلسطين و سپس به مصر گريخت . سفاح به سردارى عم خود صالح بن على لشكرى از پى او فرستاد . صالح بن على مروان را در مصر بيافت و آنقدر از جايى به جايى تعقيبش كرد ، تا در روستاى بوصير نزديكى جيزه به دامش افگند . در اين روزها بقاياى لشكر بنى اميه پراكنده شد و آخرين خلفاى بنى اميه در مشرق ، كشته شد . صالح بن على سر مروان را براى سفاح فرستاد . اين واقعه در بيست و هفتم ذو الحجهء سال 132 ه / 6 اوت 750 م اتفاق افتاد .
بدينگونه پايههاى دولت اموى به سرعتى مدهش فروريخت و بر خرابههاى آن دولت بنى عباس برپاى خاست . ترديدى نيست كه ويرانى اين كاخ عظيم بيش از همه مرهون كوششهاى يك شخصيت بزرگ تاريخى بود و او ابو مسلم خراسانى است . ابو مسلم يكى از آنگونه نوابغ تاريخ است كه در كشاكش انقلابات سخت آشكار مىشوند و بر روى بازوهاى پرتوانشان دولتى عظيم شكل مىگيرد . دعوت شيعه و امامت اهل بيت برانگيزانندهء اين شور انقلابى در روح او بود .
بنى عباس تا بر سرير قدرت نشستند عصبيتهاى خانوادگى بر آنان غلبه يافت .
نخست در وجود ابو مسلم يكى از رقباى خود را مىديدند و از عواقب كار او در هراس بودند . از سوى ديگر مىپنداشتند كه دعوت شيعه ، اى بسا در آينده براى حكومتشان خطرى شود . پس بايد هردو را از ميان برداشت . در ماه شعبان سال 137 ه ابو مسلم به قتل رسيد . ابو جعفر المنصور برادر و جانشين ابو العباس السفاح او را بكشت . سپس به تعقيب و نابودى زعماى شيعه از فرزندان على بن ابيطالب [ ع ] پرداخت تا جمعشان را بپراكند و دعوتشان را ممنوع ساخت . بنى عباس ميراث بنى اميه را به خود اختصاص دادند . دولت شكوهمند عباسى دنبالهء تاريخ اسلام در شرق اسلامى است .
با روى كار آمدن ايشان عصر جديدى از عظمت و شكوه آغاز شد .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص١٥٦