اصل و منشأ او نيز معلوم نيست . آنقدر روايات در باب او گوناگون است كه نمىدانيم ابو مسلم آزاد بود يا برده . بعضى مىگويند آزاد بود و از يك خاندان شريف ايرانى است . در اصفهان متولد شد و در كوفه رشد كرد و نام حقيقى او ابراهيم بن عثمان ابن بشار بود . بعضى گويند ابو مسلم از موالى بود . اصل او از اصفهان بود و ابراهيم نام داشت . بعضى گويند بردهء بكير بن ماهان يكى از عمال سند بود . بكير ابو مسلم را با خود به مكه برد به زيارت ابراهيم امام . ابراهيم را از هوشيارى و زيركى او خوشآمد و او را از بكير بن ماهان خريد . چرا او را ابو مسلم مىگفتند ؟
بعضى گويند كه او خود را عبد الرحمن بن مسلم ناميد و ابو مسلم را كنيهء خود قرار داد . بعضى گويند ابراهيم امام او را ابو مسلم ناميد . شايد آنچه بر همهء روايات ترجيح داشته باشد اين است كه اين داعى بزرگ جوانى گمنام بود كه در مرو در خانوارهاى فقير متولد شده بود و در اصفهان پرورش يافت . در آغاز جوانى به برخى از نقباى شيعه در كوفه برخورد كرد . آنان او را بس هوشيار يافتند و ديدند كه شيفتهء اهل بيت و موضوع مبارزات آنهاست . ابو مسلم با ايشان به نزد محمد بن على به مكه آمد . محمد بن على از هوشمندى او در شگفت شد و او را به عنوان داعى و مبلغ شيعه در خراسان كه موطن او و بهترين ميدان براى فعاليت او بود برگزيد .
چون ابو مسلم ظهور كرد و كارش قوت گرفت و يارانش بسيار شد ، دعوى كرد كه خود از اهل بيت است و فرزند سليط بن عبد اللّه بن عباس « 6 » . چون محمد بن على وفات كرد پسرش ابراهيم ملقب به امام به وصيت پدر ، در سال 126 ه به جاى او نشست . ابو مسلم همچنان در نشر دعوت اهتمامى بليغ مىداشت و به گردآوردن ياران مىپرداخت . خراسان چنان كه گفتيم به سبب دورىاش از مركز حكومت بهترين سرزمين براى اين دعوت بود . از سوى ديگر خراسان ميدان كشمكش مضرى ويمنى بود . فرمانرواى خراسان از سوى بنى اميه نصر بن سيار بود كه در تنگناى عجيبى افتاده بود . بيهوده از حكومت دمشق يارى مىخواست و از دفع حوادث عاجز بود . حركت شيعه روزبهروز شدت مىيافت و خراسان را مىنورديد . گويند
هامش
( 6 ) . براى آگاهى از اصل و نصب ابو مسلم و سيرت او رجوع كنيد به : ابن الاثير ، الكامل ، ج 5 / ص 95 - 97 . ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 1 / ص 352 - 354 . ابن خلدون ، العبر ، ج 3 / ص 100 ، 117 - 120 .