و خراسان و نيشابور غلبه يافت و عمال بنى اميه را از آن شهرها براند . نصر بن سيار به عراق گريخت . ابو مسلم دامنهء سلطهء خويش بر خراسان و ديگر بلاد ايران بگسترد و علم سياه شيعه را برافراشت و به نام ابو العباس عبد اللّه بن محمد بن على معروف به السفاح ، برادر و جانشين ابراهيم امام دعوت كرد . خليفهء اموى مروان بن محمد كه از شور و خروشى كه دعوت عباسى در هرجا به راه انداخته بود بيمناك شده بود ابراهيم امام را دستگير كرد . ابراهيم در آن روزها در يكى از روستاهاى شام زندگى مىكرد . محمد ابن مروان به زندانش انداخت و او در زندان بماند تا سال 132 ه كه در آنجا چشم از جهان بربست . برادرش عبد اللّه ، ابو العباس و ياران او گفتند كه ابراهيم پس از خود امامت را به ابو العباس عبد اللّه سپرده است ، ازاينرو چنان كه گفتيم ابو مسلم به نام ابو العباس عبد اللّه دعوت مىكرد . ابو مسلم لشكر به عراق آورد . امير عراق ابن هبيره با سپاه خود به مقابله بيرون آمد . بر ساحل فرات ميان دو لشكر جنگهايى درگرفت . ابن هبيره شكست خورد و با بقاياى لشكر خود به شمال گريخت و شيعه بر عراق مستولى شد و به نام ابو العباس به خلافت دعوت كرد . اين واقعه در ربيع الاخر سال 132 ه اتفاق افتاد . ابو العباس عبد اللّه السفاح به كوفه آمد و در آنجا استقرار يافت و منتظر پيشامدها نشست .
در اين هنگام مروان بن محمد يا مروان دوم « 8 » كه در سال 127 ه عهدهدار خلافت شده بود آمادهء دفاع از ميراث بنى اميه شد ، زيرا به عيان مىديد كه خطرى كه در راه است به زودى كاخ سلطنت بنى اميه را فروخواهد ريخت . مروان با لشكر عظيمى كه بسيج كرده بود راهى مشرق شد تا به كنارههاى رود زاب رسيد . زاب يكى از شاخههاى دجله بود كه از كنارهء شرقى ، از جنوب شرقى موصل به دجله مىپيوست .
سردار سياهجامگان در شمال ، ابوعون عبد الملك بن يزيد الازدى ، به رويارويى او شتافت . ابو العباس لشكر ديگرى به سردارى عم خود عبد اللّه بن على به يارى ابوعون فرستاد . با اين همه شمار سپاه شيعه حدود بيست هزار نفر بود در حالى كه لشكر اموى صد و بيست هزار نفر بود . روح حماسى شيعه او را از كثرت لشكر بىنياز مىداشت .
چند پيروزى كه شيعيان به دست آوردند آتش شوق در دلها برانگيخت و بر شمار لشكريانشان افزون شد . لشكر بنى اميه علىرغم انبوهىاش ، كمتر در كارها موفق مىشد .
هامش
( 8 ) . مروان بن محمد را مروان الجعدى و حمار الجزيره يا مروان الحمار نيز مىگويند .