كردند و آنان را فروكوفتند . ابو الخطار و ابن حريث و بسيارى از يارانشان اسير شدند و همه به امر صميل بن حاتم به قتل رسيدند . يمنيان از رؤسايشان جدا شدند و كار بر يوسف بن عبد الرحمان قرار گرفت . ولى او از صميل بيمناك بود ، زيرا صميل به سبب نفوذ و كثرت يارانش زمام وضع موجود را در دست داشت . يوسف چنان انديشيد كه او را از قرطبه دور كند و سرقسطه و اعمال آن را به او به اقطاع دهد . صميل به سرقسطه رفت و يوسف بىهيچ رقيبى به كار امارت پرداخت .
يوسف مملكت در ضبط آورد و در موقعيتى دشوار به اصلاح امور پرداخت ، زيرا قدرت مركزى انحلال يافته بود و باد فتنه از هر سوى در وزيدن بود . بسيارى از عمال نواحى دعوى استقلال مىكردند . مسيحيان در ولايات شمالى سر برداشته بودند . افزون بر همهء اينها در سال 133 ه / 750 م بلاى قحط بر اندلس سايه افگنده بود . اين قحطسال دو سال مدت گرفت . سراسر جلگه و دشت و وادى خشك شد و زراعت نابود گرديد . گرسنگى در شهرها و روستاها بيداد مىكرد . در اين هنگام سواحل اندلس مورد هجوم تاراجگران شمالى گرديد . اينان در سواحل و ثغور و شهرهاى نزديك به ساحل ، دست به كشتار و تاراج زدند « 5 » . يوسف بن عبد الرحمان در فرونشاندن آتش اين فتنهها و غلبه براين سختيها لياقتى شايان از خود بروز داد . در سراسر اندلس به حركت آمد و حكام آشوبگر را عزل كرد و ستم و بىنظمى را تا آنجا كه مىتوانست سركوب نمود . جادههاى نظامى را اصلاح كرد تا هرگاه كه به جنگش نياز افتد راهها دشوار نباشد . در نظام مالياتى تعديل پديد آورد و ثلث مداخل را در هر ولايت بستد ، ولى دستور داد به سجلات قديم مراجعه كنند و نام مردگان را حذف نمايند . پيش از اين ماليات برطبق سرشمارى قديم گرفته مىشد و اين بر رعايا ستمى بود ، زيرا شمارشان از آغاز فتح كمتر شده بود . يوسف بن عبد الرحمان فرمان داد تنها از زندگان ماليات بستانند و ماليات را از مردگان ساقط نمود و با اين كار مسيحيان با او دلخوش كردند « 6 » . يوسف در تقسيمات مملكت نيز نظر كرد و در آن اصلاحاتى نمود و اسپانيا را بدان شيوه كه در ايام گوتها بود به پنج بخش تقسيم كرد . اين
هامش
( 5 ) . ايزيدور باجى . رجوع كنيد به201 . p . I . V . dibi : hcabhcsA. همچنين ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 38 .
( 6 ) .. 101 . p . I . V . dibi : surodisI ; touq : hcabhcsA ; 121 . p . I . V . dibi : ednoC