تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
شد . در نزديكى مارده چند بار جنگ افتاد . شاميان نخست منهزم شدند و ثعلبه به‌دژ مارده پناه برد ، ولى بازگرديد و بر دشمن حمله كرد و ايشان را به سختى منهزم نمود و جمعى از ايشان را اسير و برده كرد و پيروزمند به قرطبه بازگرديد . در آنجا فرمان داد همهء اسيران را اعدام كنند تا براى مخالفانش درسى باشد كه هرگز از يادش نبرند . ولى پيش از آنكه حكم را اجرا كنند ، براى اندلس حاكم جديدى از راه برسيد . او ابو الخطار بن ضرار الكلبى بود . او را حنظلة بن صفوان والى افريقيه به درخواست جمعى از زعماى اندلس فرستاده بود . اينان از عواقب اين فتنه ترسيده بودند بخصوص كه مسيحيان شمال فرصت را مغتنم شمرده ، سرزمينهاى اسلامى را مورد تاخت‌وتاز خويش قرار داده ، پيروزيهايى نيز به دست آورده بودند « 6 » . بعضى گويند آنكه ابو الخطار را به امارت اندلس برگزيد هشام بن عبد الملك بود « 7 » . او را اندكى پيش از مرگ خود برگزيده بود . هشام در ربيع الاول سال 125 درگذشت و ابو الخطار در ماه رجب وارد اندلس شد . در آن هنگام بيش از ده ماه از حكومت ثعلبه نگذشته بود . ابوالخطار اسيران و بردگانى را كه ثعلبه قصد كشتنشان را داشت آزاد كرد و در حفظ نظم و ضبط امور و كوتاه كردن دست زعماى شورشيان كوشيد و جمع شاميان را به اطراف پراكنده كرد . سپس جند شام را به البيره ( غرناطه ) فرود آورد و جند حمص را در اشبيليه و لبله و جند فلسطين را در شذونه و جزيره و جند اردن را در ريه و جند قنسرين را در جيان و جند مصر را دو بخش كرد ، بخشى را در اكشونبه و باجه مسكن داد و بخشى را در تدمير . لازم به ذكر است كه تدمير ( مرسيه ) به هنگام فتح اندلس برحسب معاهده‌اى به فرمانرواى آن تيودمير واگذار شده بود . اين معاهده ميان او و عبد العزيز بن موسى « 8 » منعقد شده بود . چون تيودمير درگذشت و پسرش اتاناشلد جانشين او شد ابو الخطار گفت كه آن معاهده نامه منحصر به تيودمير بود و شامل جانشينان او نمىشود و از اتاناشلد خواست كه به حكومت قرطبه جزيه دهد . و جند مصر را در نواحى تدمير جاى داد و همهء آن اراضى را به اقطاع ايشان داد . بدينگونه
هامش
( 6 ) . ابن عبد الحكم فتوح مصر ، ص 221 . اخبار مجموعه ، ص 45 . ابن الابار ، حلة السيراء ، ص 46 . همچنين :861 . p . I . V . tsiH : yzoD( 7 ) . ابن الاثير ، الكامل ، ج 5 / ص 100 ، ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 48 . ( 8 ) . نص اين معاهده را در صفحهء 53 اين كتاب آورديم . براى شرح توزيع قبايل در ولايات اسپانيا رجوع كنيد به ابن الابار در حلة السيراء ، ص 46 . همچنين :211 . p . I . V . dibi : ednoC.