دوك اودو در سال بعد يعنى سال 735 م درگذشت و شارل مارتل از يك رقيب نيرومند خلاص شد و براى جنگ لشكر به اكوتين كشيد و به بوردو پايتخت آن داخل شد و هونالد پسر اودو را به جاى پدر مقام دوكى داد ، بدان شرط كه اكوتين تابع فرانسه باشد . در اين اوان عقبة بن الحجاج فرمانرواى اندلس بود . عقبه سرگرم گردآورى سازوبرگ نبرد بود تا ثغور اسلامى شمالى را بار ديگر بازپس گيرد . در سال 735 م / 117 ه عرب به شهر آرل بار ديگر حمله كرد . اين جنگ به فرماندهى عبد الرحمن بن علقمة اللخمى والى اربونه بود . او را « شهسوار اندلس در عصر خود » لقب داده بودند تا بيانگر دليرى شگرف او باشد « 8 » . مسلمانان آرل را تصرف كردند . ولايات همجوار سپتمانيا كه در كرانههاى رون واقع بودند و همه آميزهاى از گوت و بورگونى بودند گرايش بدان داشتند كه بر ضد شارل مارتل خروج كنند و خود را از يوغ فرانكها برهانند . دوك مورنتوس يا مورنت امير پرووانس نيرومندترين زعيم اين منطقه بود و در سرزمينهاى ميان رود رون و جبال آلپ حكمرانى مىكرد و قصد استقرار پايههاى استقلال خود داشت و مىخواست همانگونه كه دوك اودو در اكوتين كرده بود او نيز قلمرو خود را بسط دهد . اين دوك خود را به عربها رسانيد و با آنان پيمان دوستى بست .
در سال 736 م دوك و عبد الرحمن اللخمى با سپاهى مشترك از رود رون گذشتند و بر شهر آونيون « 9 » با همهء استحكام آن غلبه يافتند . عربها پس از اين فتح اقليم دوفينه را درنورديدند و بر اوسيز و وويه و والانس و ويين و ليون و غير آن دست يافتند . سپس به بورگونى لشكر بردند و غنايم بىحساب به دست آوردند . در همان هنگام كه شارل مارتل سرگرم نبرد با ساكسونها بود از اين حادثه آگاه شد و برادر خود شيلدبراند را با سپاهى گران فرستاد تا عربها را بازپس راند ، سپس براى يارى او لشكرى ديگر فرستاد .
فرانكها با چنان لشكرى به آونيون حمله آوردند و آن را تصرف كردند و مسلمانانى را كه براى نگهدارى شهر در آنجا بودند ، كشتار كردند . عرب در اربونه موضع گرفت . شارل مارتل لشكر به اربونه آورد و آنجا را محاصره كرد . مسلمانان به سختى مقاومت كردند و همهء حملههاى او را دفع كردند . عقبة بن الحجاج لشكرى براى نجات اربونه فرستاد . اين لشكر از راه دريا آهنگ آن نمود . چون شارل مارتل از
هامش
( 8 ) . المقرى ، نفح الطيب ، ج 2 / ص 59 و 62 .
( 9 ) . در روايات عربى « صخرهء ابنيون » . رجوع كنيد به نفح الطيب ، ج 1 / ص 128 .