پسنديده و عدلى شامل و تقوايى كامل « 5 » . عقبه چون به اندلس آمد ، دادگرى پيشه گرفت و داد مظلومان بداد و رسم رشوهخوارى و اختلاس برافگند و حكام ستمپيشه را عزل كرد و به زندان انداخت و به جاى ايشان جماعتى از مردم صاحب حزم و نزاهت برگماشت و مدارس و مساجد بسيار بنا كرد . با آمدن او به اندلس كارها برقرار خويش استقرار يافت و آتش فتنهها خاموش گرديد و قبايل خشنود شدند . عقبه در همان به دو ورود عهد جهادها و فتوحات بزرگ تازه گرداند و بار ديگر سلطهء اسلام را در بلاد شمالى و گاليا مستقر ساخت . سپاهى تشكيل داد با سازوبرگ بسيار و به غزاى جليقيه رفت و بسيارى از مراكز آن را در حيطهء تصرف آورد ، ولى نتوانست بقاياى مسيحيانى را كه بر گرد سردار گوتى پلاى يا پلايوگرد آمده بودند فرومالد . زيرا آنان همچنان در كوهستانها و درههاى صعبالعبور موضع مىگرفتند و هيچ امير يا سردار مسلمان را به آنان دسترس نبود « 6 » .
عقبه همهء سنگرگاههاى مسلمانان را بر كرانههاى رود رون استحكام بخشيد و اربونه را ثغر يا پايگاه جهاد و جنگ گردانيد و باروهاى آن را تعمير نمود و لشكر و سازوبرگ نبرد و آذوقه را در آنجا ذخيره نمود . روايات اسلامى حاكى از آن است كه عقبه پنج سال در اندلس درنگ كرد و همه در كار غزو و جهاد بود و هر سال به جهاد لشكر بيرون مىبرد تا بار ديگر رود رون رباط مسلمانان يا پايگاه فتوحاتشان گرديد « 7 » .
و اين در حالى بود كه فرنگان هرچه مسلمانان را بود در آن نواحى ، از دست ايشان به در كرده بودند . در روايات اسلامى شرح و بسط اين غزوات نيامده است ولى روايات مسيحى معاصر آن ، صحنههايى از آن را روشن كردهاند . اينك به شرح پاره از غزوات مسلمانان در گاليا بدانگونه كه آن راويان حكايت كردهاند ، مىپردازيم .
پس از شكستى كه مسلمانان در بلاط الشهدا خوردند مىبايست فرنگان براى اخراج آنان از خاك فرانسه فرصت را از دست نمىنهادند ، ولى شارل مارتل به نبرد با قبايل وثنى آن سوى رود راين - چون فريزيا و ساكسون - سرگرم شد و دوك اودو نيز با عربهايى كه بار ديگر به سردارى عبد الملك بن قطن به اكوتين حمله كرده بودند مىجنگيد .
هامش
( 5 ) . همان ، ج 2 / ص 58 . البيان المغرب ، ج 2 / ص 58 .
( 6 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 29 .
( 7 ) . المقرى ، نفح الطيب ، ج 2 / ص 58 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 29 .