( 1 ) قيس بن سعد بيامد تا به مدينه داخل شد . حسان بن ثابت پيش آمد و او را شماتت كرد .
حسان عثمانى بود . و گفت : ديدى عثمان را كشتى ، على هم تو را از مقامت عزل كرد ؟ اينك تنها بار گناه بر دوش تو باقى مانده است .
قيس بر او بانگ زد و گفتش « اى مرد كور دل بىبصيرت . به خدا سوگند اگر روزى ميان گروه من و گروه تو جنگى واقع شود ، خود گردنت را مىزنم . از نزد من بيرون شو » .
قيس بن سعد و سهل بن حنيف از مدينه بيرون آمدند و در كوفه به نزد على ( ع ) رفتند . قيس على ( ع ) را از آنچه در مصر گذشته بود خبر داد و على ( ع ) تصديقش كرد . قيس و سهل بن حنيف در جنگ صفين در كنار على ( ع ) بودند .
قيس بن سعد مردى بلند بالا بود . ريشى بر چانه داشت و دو طرف صورتش موى نداشت موى جلو سرش هم ريخته بود . پيرمردى دلير و تجربت ديده بود و تا زنده بود از نيكخواهان على و فرزندان او بود .
و گويد : قيس بن سعد بن عباده در زمان رسول اللّه ( ص ) با ابو بكر و عمر به سفرى رفت . در راه دست سخاوت گشود و براى آن دو و ديگر همسفران از مال خود بسيار هزينه كرد . ابو بكر به او گفت : اى قيس مال پدر خويش تباه مىكنى ، دست نگهدار . چون از سفر بازگشتند ، سعد بن عباده به ابو بكر گفت : مىخواستى پسرم خسّت ورزد ، ما قومى هستيم كه خسّت نتوانيم .
قيس بن سعد در دعا مىگفت : بار خدايا مرا سپاسگزارى و بزرگى و شكر عنايت كن . زيرا سپاس نبود مگر در برابر اعمال و بزرگى نبود جز به مال . بار خدايا روزى من فراخ كن ، زيرا تنگى روزى چيزى است كه نه او مرا بر خواهد تافت و نه من او را .
قيس بن سعد كه در مصر كارگزار على ( ع ) بود ، معاويه مىگفت : قيس را دشنام مدهيد كه او با ماست . اين سخن به على ( ع ) رسيد و قيس را عزل كرد . قيس به مدينه آمد . مردم او را بر ضد على ( ع ) ترغيب كردند و مىگفتند : تو على ( ع ) را نيكخواهى كردى و على ( ع ) تو را عزل كرد . ولى قيس به على ( ع ) پيوست و با او بيعت كرد . دوازده هزار مرد جنگى همراه او بودند همه آماده جانبازى . تا آنگاه كه على ( ع ) به شهادت رسيد و حسن ( ع ) با معاويه صلح كرد .
معاويه به ياران قيس بن سعد پيام داد كه اگر خواهيد چنان كنيد كه همهء مردم كردهاند و اگر خواهيد در بيعت خود باقى بمانيد . همهء كسانى كه با او بودند با معاويه بيعت كردند مگر خثيمهء ضبى . معاويه گفت : خثيمه را رها كنيد تا به حال خود باشد .
هشام بن عروه [ 160 ] از پدرش روايت مىكند كه گفت : قيس بن سعد عباده با على بن ابى طالب بود . در مقدمهء لشكر او . پنج هزار مرد با او بودند كه همه سر خود تراشيده بودند .
الغارات ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي
ص٨١