تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
من اطاعت از فرمان خدا و ترس از او را مشاهده كرديد ، من خدا را به سبب اين نعمت كه مرا ارزانى داشته سپاس مىگويم . زيرا او راهنماى من به اين كارها بوده است و اگر در اعمال من چيزى بر خلاف حق مشاهده كرديد آن را نپذيريد و مرا سرزنش كنيد كه من در اين صورت به سعادت نزديكترم و شما به آن عتاب و سرزنش سزاوارتر . خداوند ما را و شما را به رحمت خود بر انجام كارهاى نيك موفق دارد . اين بگفت و از منبر فرود آمد . ( 1 ) نيز گويد : بدان هنگام كه محمد بن ابى بكر كارگزار على ( ع ) در مصر بود . نامه‌اى به على - ( ع ) نوشت و او را از مسائل حلال و حرام و سنتها پرسيد و نيز از او خواستار راهنمايى و اندرز گرديد و آن نامه چنين است : به بندهء خدا امير المؤمنين از محمد بن ابى بكر : سلام بر تو . خداى يكتا را كه هيچ خدايى جز او نيست حمد مىگويم : اما بعد ، اگر امير المؤمنين - كه خدا والاترين سرورها و آرزوهاى ما و همهء مسلمانان را در وجود او متجلى سازد - صلاح مىداند ، براى ما نامه‌اى نويسد كه وظايف ما و نيز مواردى را كه امثال من در قضاوت ميان مردم با آنها سر و كار پيدا مىكنيم در آن بياورد . خداوند به امير المؤمنين پاداش بزرگ دهد و اندوختهء آن جهانيش را نيكو گرداند . ( 2 ) و على ( ع ) در پاسخ او نوشت : بسم اللّه الرحمن الرحيم از عبد اللّه امير المؤمنين على بن ابى طالب به محمد بن ابى بكر و مردم مصر . سلام بر شما باد . خداى يكتا را كه هيچ خدايى جز او نيست حمد مىگويم . اما بعد ، نامهء تو رسيد . آن را خواندم و دريافتم كه از من چه خواسته‌اى و از اينكه به امورى پرداخته‌اى كه از دانستن آنها ، چاره‌اى ندارى و جز آنها براى مسلمانان پسنديده نيست ، خرسند شدم و يقين دارم آنچه تو را بر اين امر وادار كرده نيت خير تو بوده است و رأى بىآلايش تو كه از هر دنائتى مبراست . براى تو ابوابى از احكام را فرستادم كه هر چه مىخواهى در آن گرد آمده است . هيچ قدرتى جز قدرت خداوند نيست و خدا ما را بس است و اوست بهترين كارساز . على ( ع ) در آن نامه هر چه محمد بن ابى بكر در باب قضاء پرسيده بود پاسخ داد و از مرگ و حساب قيامت و وصف بهشت و دوزخ سخن گفت و در باب امامت و وضو و اوقات نماز و ركوع و سجود مطالبى مستوفا بيان فرمود و نيز از ادب و امر به معروف و نهى از منكر و روزه و اعتكاف آگاهش ساخت . همچنين راجع به زنادقه و راجع به آن نصرانى كه با زنى مسلمان فجور كرده بود احكامى صادر فرمود . و چيزهاى بسيار ديگر نوشت كه جز اين چند مورد چيزى به يادها