نمانده است .
( 1 ) عباية بن رفاعه [ 162 ] گويد : على ( ع ) به محمد بن ابى بكر و مردم مصر چنين نوشت :
اما بعد ، تو را به ترس از خدا وصيت مىكنم چه به نهان و چه به آشكارا . و در هر حال كه هستى . بدان كه دنيا سراى بلا و فناست و آخرت سراى بقا و جزا . اگر توانى كه آنچه را باقى و فناناپذير است ، بر آنچه فانى است برگزينى و برترى دهى ، چنان كن . آخرت باقى است و دنيا فانى . خداوند ما را و تو را چشمى داده است براى ديدن و فهمى براى درك كردن تا در انجام آنچه به ما فرموده كوتاهى نكنيم و از مرز آنچه ما را از آن نهى كرده تجاوز ننماييم . هر چند كه بايد نصيب خود از اين جهان برگيرى ولى به نصيب آن جهانيت نيازمندترى . اگر براى تو دو كار پيش آمد كه يكى مربوط به آخرت بود و يكى مربوط به دنيا ، بدان كار بياغاز كه مربوط به آخرت است . هر چه بيشتر به خير روىآور و در انجام آن نيت خويش خالص گردان . زيرا خداى تعالى به بندهء خود به قدر نيتش عطا خواهد كرد . اگر كسى دوستدار خير و اهل خير بود و فرصت عمل نيابد - اگر خدا خواهد - همانند كسى است كه آن خير به جاى آورده ، زيرا رسول اللّه - ( ص ) زمانى كه از تبوك برگشت اصحاب را گفت : در مدينه گروهى بودند كه در هر راه كه شما مىرفتيد با شما بودند و از هر دره كه سرازير شديد همراه شما . آنچه اينان را از اين سفر جنگى بازداشت بيمارى بود . آرى اينان را نيت جهاد بود .
سپس بدان ، اى محمد ، من تو را بر بزرگترين قلمرو خود يعنى مصر فرمانروايى دادم و شايسته است كه در اين كار بر جان خود بترسى و هم دين خويش نيك نگهدارى . حتى يك ساعت از روز ، اگر مىتوانى كه براى خشنودى يك تن از مردم ، خدا را خشمگين نكنى چنان كن . زيرا خشنودى خدا جاى هر چيز را تواند گرفت ولى هيچ چيز جاى خشنودى خدا را نگيرد . بر ستمگر درشتى كن و با اهل خير نرمى و آنان را مقرب درگاه خود ساز و مشاوران و رازداران و برادران خود قرار ده . و السلام .
حارث بن كعب [ 163 ] از پدر خود روايت كند كه چون على ( ع ) محمد بن ابى بكر را بر مصر امارت داد ، محمد به او نامه نوشت و دربارهء مردى مسلمان كه با زنى مسيحى زنا كرده بود سؤال كرد و نيز در باب زنادقه پرسيد كه در ميان آنها قومى هستند كه ماه و آفتاب را مىپرستند و قومى هستند كه چيزهاى ديگر را مىپرستند و در ميان ايشان كسانى هستند كه از اسلام مرتد شدهاند .
و نيز پرسيد كه بندهء مكاتبى كه مرده و از او دارايى و فرزندان بر جاى مانده حكمش چيست ؟
( 2 ) على ( ع ) در پاسخ نوشت : بر آن مرد مسلمان كه با زن مسيحى زنا كرده حد جارى كن و آن زن را به مسيحيان بازگردان تا خود هر چه خواهند در حق او حكم كنند . اما زنادقه آنان را كه ادعاى اسلام مىكردهاند و مرتد شدهاند بكش و ديگران را رها كن تا هر چه خواهند بپرستند .
اما آن بندهء مكاتب ، اگر مرده است و آن پول كه قرار داد كرده نپرداخته ، وامدار سروران خود است ، حق خود از اموال او بر مىگيرند و باقى را براى فرزندانش مىگذارند .
الغارات ( فارسي ) — صفحة 84
مساهمون: إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي
ص٨٤