( 1 ) خداى تعالى بر فراز همه بندگان خود است . متعالى است عظمت او و مستولى است قوت او و سخت است نيروى او . هستى او از خود اوست و هر چه را خود آفريده است جمالش در عين جلالت است . هر چيز را به نيكوترين وجه بيافريده ، دست قدرتش گشاده است و رحمتش همه جا رسيده و فرمانش آشكار و نورش درخشان و نعمتش بهرهء همگان است و نور حكمتش تابان است . كتابش پيروزمند است و حجتش و دينش از هر آلودگى پالوده است و سخنش حق است و نيكهايش به سوى همگان پيش مىتازد . و ترازوهايش عادلانه است و رسولانش به رهنمايى مردم رسيدهاند و نگهبانانش حاضرند .
سپس خداى تعالى بدى را گناه قرار داد و گناه را فتنه و فتنه را زشتى و نيكى را پوزش قرار داده و پوزش را توبه و توبه را پاكيزگى . پس هر كه توبه كرد هدايت يافت و هر كه به فتنه افتاد تا به درگاه خداوندى توبه نكرده و به گناه خويش اعتراف نكرده و به نيكى خستو نشده در گمراهى است .
پس خدا را خدا را ! چه گسترده است توبه و رحمت و بشارتهاى او و چه وحشتناك است خشم او و جهنم او و عزت و قدرت و سلطهء عظيم او . هر كه به فرمانبردارى او ظفر يافت كرامتش را به خود جلب كرد و هر كه در معصيتش به خوارى افتاد و بال خشم او چشيد .
خانهء آخرت آنجاست . اهل آخرت از آخرت بسى مىترسند . در آنجا نوميدى است و اهل آن را هيچ اختيارى نيست . از خداى تعالى آن دارندهء سلطهء عظيم و جمال كريم و حلم بىنهايت مىخواهيم كه ما را پاداش نيك عنايت دارد و پاداش نيك كه پاداش پرهيزگاران است .
كميل [ 90 ] بن زياد گويد : امير المؤمنين ، دست مرا بگرفت كه به گورستان برويم . چون به صحرا رسيديم آهى بلند بر كشيد و گفت :
اى كميل اين دلها همانند ظرفهايى است ؛ بهترينشان آنهايى هستند كه سخنان حكيمانه را بهتر در خود نگه مىدارند . اينك آنچه تو را مىگويم به دل بسپار .
مردم سه گونهاند : دانشمندى خدايى و دانشپژوهى كه قدم در راه رهايى خويش دارد و فرومايه مردمى كه از پى هر آواز مىروند و به وزش هر باد به چپ و راست مىگرايند و از فروغ دانش روشنى نمىجويند و به هيچ ستونى استوار پناه نمىگيرند .
اى كميل ، علم بهتر از مال است . زيرا علم نگهبان توست و حال آنكه تو بايد مال را نگهبانى كنى ، چون علم را انفاق كنى ( يعنى به ديگرانش بياموزى ) افزون گردد ولى مال را هزينه كردن بكاهد .
اى كميل دوست داشتن دانش آيينى است كه بايد بدان اعتراف كرد كه در زندگى فرمانبردارى از پروردگار را سبب شود و پس از مرگ سبب نام نيك گردد و چون مال از دست رود سود آن نيز از دست برود . علم فرمانرواست و مال فرمانبردار .
الغارات ( فارسي ) — صفحة 55
مساهمون: إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي
ص٥٥