تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧

آمدن على عليه السّلام به كوفه پس از نبرد با خوارج

ابو ودّاك [ 12 ] گويد : چون على بن ابى طالب ( ع ) از نبرد با خوارج فراغت يافت ، در نهروان ، به ميان مردم بر خاست و سخن گفت . نخست حمد و ثناى خداى آن چنان كه سزاوار اوست به - جاى آورد . سپس گفت : اما بعد ، خداوند در حق شما نيكى كرد و در جنگ پيروزيتان داد . اكنون بىدرنگ روى به دشمن خود - مردم شام - نهيد . پس برخاستند و گفتند : يا امير المؤمنين تيرهامان به پايان رسيده و شمشيرهامان كند شده و سر نيزه‌هامان كنده شده و بيشترين شكسته است . ما را به شهرمان بازگردان تا با ساز و برگ بهتر بسيج نبرد كنيم . شايد هم امير المؤمنين به جاى آن شمار كه از ما كشته شده‌اند ، شمار ديگرى بر ما بيفزايد و اگر چنين كند ما در پيكار با خصم نيرومندتر خواهيم شد . آنكه در اين روز از سوى مردم سخن گفت اشعث بن قيس [ 13 ] بود . قيس بن سكن [ 14 ] گويد : ما در مسكن [ 15 ] بوديم . شنيديم كه على ( ع ) مىگفت : « اى مهاجران ، به سرزمين مقدسى كه خداوند براى شما مقرر داشته داخل شويد و بازپس مگرديد كه زيان ديده بازمىگرديد [ 16 ] » آنان گريستند و گفتند : سرما سخت است - و اين جنگ در فصل سرماى هوا بود - على گفت : مردم ديگر نيز همانند شما سرماى هوا را احساس مىكنند . ولى آنان همچنان از جنگ سر بر مىتافتند . چون على ( ع ) چنان ديد گفت : از شما دلخسته‌ام ، اين شيوه‌اى ناپسند است كه در پيش گرفته‌ايد . از طريق ديگر هم اين خبر از قيس بن سكن روايت شده كه چون على ( ع ) آن آيه بر ايشان خواند ، آنان بهانه‌ها بر ساختند و على ( ع ) گفت : دلخسته‌ام از شما ، اين شيوهء هميشگى شماست . طارق بن شهاب [ 17 ] گويد : على ( ع ) از جنگ نهروان بازمىگشت در راه مردم را ندا در داد كه