تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
گفت كه بسر آهنگ كشتن فرزندان زياد دارد . ( 1 ) معاويه به بسر نوشت كه فرزندان زياد را نكشد و متعرض آنان نشود . ابو بكره بازگرديد . ابو بكره به نزد بسر بازگرديد ، به مربد كه رسيد مركبش بمرد . او سه روز بود كه همچنان در آمد و شد بود . نامه معاويه به بسر داد . بسر فرمان داده بود كه دارها بر پاى دارند ولى هنوز آنان را بر دار نكرده بود . پس دست از ايشان بداشت . بسر در پى دستگيرى كسانى بود كه با على ( ع ) رابطه‌اى داشته‌اند يا از اصحاب او بوده‌اند يا در بيعت درنگ مىكردند . بسر خانه‌هاى چنين كسان را آتش مىزد و اموالشان تاراج مىنمود . هواداران و پيروان معاويه در نخيله نزد او گرد آمدند . ابو بكره از بصره آمد و ابو هريره از حجاز و مغيرة بن شعبه از طائف و عبد اللّه بن قيس اشعرى از مكه . معاويه كه به نخيله آمد ، ابو موسى اشعرى به ديدارش شتافت جبه‌اى سياه در بر و برنسى سياه بر سر و عصايى سياه در دست داشت . محمد بن عبد اللّه بن قارب گويد : من در نزد معاويه بودم كه ابو موسى بر او داخل شد و گفت : سلام بر تو يا امير المؤمنين . معاويه گفت : سلام بر تو . چون ابو موسى بازگرديد گفت . حتى بر دو تن هم حكومت نخواهد يافت تا بميرد . هنگامى كه على ( ع ) به بصره آمده بود ، ابو بكره حسن بن ابى الحسن [ 103 ] را ديد كه نزد على ( ع ) مىرود . پرسيد به كجا مىروى ؟ گفت : نزد على ( ع ) گفت : از رسول اللّه ( ص ) شنيده‌ام كه مىگفت : بعد از من فتنه‌اى پديد آيد كه آنكه خوابيده بهتر از كسى است كه نشسته و آنكه نشسته بهتر است از آنكه ايستاده است . حسن گفت پس از آن در خانهء خود ماندم . پس از اين ديدار جارية بن عبد اللّه و ابو سعيد را ديدم . پرسيدند ديروز كجا بوده‌اى ؟ آنچه ابو بكره گفته بود برايشان حكايت كردم . گفتند : خدا ابو بكره را لعنت كند . بد شنيده و بد پاسخ داده . هرآينه پيامبر ( ص ) ابو موسى را گفته است كه بعد از من فتنه‌اى پديد آيد كه تو در آن فتنه اگر خوابيده باشى بهتر از آن است كه نشسته باشى و اگر نشسته باشى بهتر از آن است كه راه به روى . چون معاويه به كوفه در آمد ، ابو هريره به مسجد داخل شد . ابو هريره حديث مىگفت ، كه رسول اللّه ( ص ) چنين گفت و ابو القاسم چنين گفت و دوست من ( يعنى پيامبر ) چنين گفت . جوانى از انصار از ميان مردم پيش آمد تا به نزديكى او رسيد و او را گفت : حديثى از تو مىپرسم ، اگر آن را تو خود از پيامبر شنيده‌اى بگوى . تو را به خدا قسم ، آيا از پيامبر شنيده‌اى كه دربارهء على گفته باشد : « هر كس من مولاى اويم على مولاى اوست . بار خدايا دوست بدار كسى را كه او را دوست بدارد و دشمن باش هر كس را كه با او دشمنى كند ؟ » ابو هريره گفت : آرى ، سوگند به خدايى كه جز او هيچ خدايى نيست كه اين سخن از پيامبر شنيده‌ام كه دربارهء على ( ع ) مىگفت : هر كس من مولاى اويم على مولاى اوست . بار خدايا
الغارات ( فارسي ) — صفحة 236 | إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي / عبد المحمد آيتى