است كه زن تو اخبار را بر افسار اسبها مىنوشت و به على مىفروخت ؟ هيثم گفت : آرى . ولى از اين سؤال به خشم آمد . معاويه او را دلدارى داد و اميدوار ساخت و وعدهء صله داد .
( 1 ) محارب بن ساعدهء ايادى گويد : نزد معاوية بن ابى سفيان بودم جمعى از مردم شام هم بودند و جز شاميان ديگرى نبود . كه معاويه گفت : اى مردم شام مىدانيد كه تا چه حد شما را دوست مىدارم و مىدانيد كه با شما چگونه رفتار مىكنم . حتما خبر يافتهايد كه على ( ع ) با مردم عراق چه مىكند و مردم شريف را با مردم گمنام و كم قدر برابر مىشمارد . يكى از شاميان گفت :
دولتت پاينده باد بالهاى قدرتت نشكند و فرزندت همواره در كنارت باد و فقدان تو را نبينيم .
معاويه پرسيد : در باب ابو تراب چه مىگوييد ؟ يكى از حاضران هر چه بر زبانش آمد بگفت و معاويه خاموش بود . عمرو بن عاص و مروان بن حكم نيز زبان به نكوهش على ( ع ) گشودند و به ناحق سخنانى گفتند .
يكى از مردم كوفه كه خود را در ميان شاميان جاى داده و به مجلس در آمده بود از آخر مجلس بر جست و گفت : « اى معاويه در باب على ( ع ) از كسانى سخن مىپرسى كه در گمراهى خويش سر گردانند و دنيا را بر آخرت ترجيح دادهاند ، به خدا سوگند اينان را اگر از مسائل دينشان بپرسى در جواب درمانند ، چگونه توانند على ( ع ) و فضايل او را بشناسند . اكنون به من گوش فرا ده تا بگويم على ( ع ) كيست آنسان كه نه تو فضايل او انكار توانى كرد و نه آنكه بر دست راستت نشسته است - يعنى عمرو بن عاص - على ( ع ) مردى است كريم الاصل و سرفراز . خدا به وجود او بنياد فساد بر افكند و اساس شرك درنورديد و شيطان و دوستان او را فرو ماليد و كاخ ستم سرنگون نمود و بساط عدل بگسترد و زبان دين بر گشاد و چشمهسار آن دلپذير ساخت و تاريكيها را روشن نمود و ستمديدگان را يارى كرد و بناى نفاق را فرو ريخت و از ظالمان انتقام گرفت و مسلمانان را پيروز گردانيد . على ( ع ) پرچم برافراشتهء حق است و پناه بىپناهان است و بهار روح است و ملجأ خواهندگان است و دوست و ياور گريختگان است .
چون باد رحمت است كه ابرهاى پراكنده را در يك جاى گرد آورد تا به يكديگر بپيوندند و يكپارچه شوند ، آنگاه در جاى خويش قرار گيرد و آذرخشهايش بدرخشد و رعدش بغرد و بارانش فرو ريزد و تشنگان سيراب كند و باغها بروياند و شهرها را آب دهد و بستانها و كشتزارها سرسبز گرداند و پرگل سازد . آرى على ( ع ) همانند اين ابر است . على ( ع ) سرور عرب است و امام امت است و برترين همهء آنها و داناترين همهء آنها و زيباترين همهء آنها و خردمندترين همهء آنها .
براى مردم راه و روش هدايت بشرح بازگفت در حالى كه آنان در ورطهء هلاكت بودند .
به خدا سوگند ، چون كارها شبههانگيز شود و مردان جسور به وحشت افتند و چشمها در چشمخانه به خون نشيند و همگان دستخوش اضطراب شوند و شمشيرها بدرخشد در چنين حالتى على ( ع ) را بينى با دلى استوار و هيبت و سطوتى بىهمانند كه ترسندگان به دو پناه جويند و على ( ع ) آنان را زير چتر حمايت خود گيرد و بدان هنگام و در آن هنگامه كه سواران خصم در
الغارات ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي
ص٢٠٥