تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
دنيا گراييده بودند و ياران و نيكخواهان او اندك شده بود . مردم بصره هم به خلاف او بودند و كينهء او در دل مىپروردند و نيز بيشتر اهل كوفه و قرّاءشان و اهل حجاز و اهل شام و همهء قريش با او دل بد كرده بودند . ( 1 ) ابو فاخته [ 74 ] غلام ام هانى گويد : نزد على ( ع ) نشسته بودم كه مردى در جامهء سفر بيامد و گفت : يا امير المؤمنين ، من از شهرى به نزد تو آمده‌ام كه تو را در هيچ دوستى نيست . آنجا على - ( ع ) پرسيد : از كجا آمده‌اى ؟ گفت : از بصره . گفت : اگر آنها مىتوانستند مرا دوست بدارند ، دوست مىداشتند . من و شيعيان من در عهد و پيمان خداييم تا روز قيامت نه يك تن بر شمار ما افزوده شود و نه يك تن كم گردد . از عبّاد ايشان ( يعنى جماعتى كه از على ( ع ) بريدند و به معاويه پيوستند ) يكى هم مطرّف بن عبد اللّه بن شخّير بود كه كينهء على ( ع ) به دل جاى داد و او را رها كرد و به معاويه پيوست . ابن سيرين گويد : عمّار بن ياسر بر ابو مسعود داخل شد . ابن شخّير نزد او بود . ابن شخّير به گونه‌اى از على ( ع ) ياد كرد كه جايز نبود . عمار بن ياسر گفت : اى فاسق ، تو اينجا چه مىكنى ؟ ابو مسعود گفت : اى ابو يقطان تو را به خدا ، اين مرد مهمان من است . ابو مسعود جريرى [ 75 ] مىگفت : سه تن از مردم بصره در دشمنى على بن ابى طالب همدست و همعقيده بودند : مطرّف بن عبد اللّه بن شخّير و علاء بن زياد و عبد اللّه بن شقيق . ابو غسّان بصرى [ 76 ] گويد : عبيد اللّه بن زياد - لعنه اللّه - مساجدى در بصره بنا كرد كه كارشان كينه‌توزى نسبت به على ( ع ) و نكوهش او بود ، چون مسجد بنى عدىّ و مسجد بنى مجاشع و مسجدى كه در بازار علّافان بود بر ساحل و مسجدى در محلّه ازد . در كوفه نيز فقهايى بودند كه با على دشمنى ورزيدند و او را ترك كردند و از اطاعت او خارج شدند - هر چند تشيع در كوفه غلبه داشت - از آن جمله بودند : مرّهء همدانى و مسروق بن اجدع و اسود بن يزيد و ابو وائل شقيق بن سلمه و شريح بن حارث قاضى و ابو بردهء پسر ابو موسى اشعرى و نام او عامر بن عبد اللّه بن قيس بود و عبد اللّه بن قيس به مكه گريخت . مردم از او دورى مىجستند . و ابو عبد الرحمن سلمى و عبد اللّه بن عكيم و قيس بن حازم و سهم بن طريف و زهرى و شعبى پس از اينان . فطر بن خليفه [ 77 ] گويد : شنيدم كه مرّه [ 78 ] مىگفت : اگر على شترى مىبود كه خاندانش با آن آب مىكشيدند ، براى او بهتر از اين كارى بود كه در پيش گرفته . مره مىگفت : على با حسناتش بر ما پيشى گرفت و ما به سيئاتش گرفتار آمديم ( ؟ ) ديگر از كسانى كه از على ( ع ) بريدند و به معاويه پيوستند : اسود بن يزيد و مسروق بن اجدع بودند . ( 2 ) يحيى بن سلمة بن كهيل [ 79 ] از پدرش روايت كند كه گفت : اسود و مسروق نزد عايشه مىرفتند و از على ( ع ) نكوهش مىكردند . اما اسود با اين كينه‌توزى بمرد ولى مسروق نمرد تا
الغارات ( فارسي ) — صفحة 208 | إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي / عبد المحمد آيتى