تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
براى شب‌زنده‌دارى از بستر خود پهلو تهى مىكنند ؟ مرا مىگويى كه آنان را طرد كنم و از ستمكاران گردم . سوگند به كسى كه دانه را رويانيد و جانداران را بيافريد كه از محمد ( ص ) شنيدم كه مىگفت : به خدا قسم آنان شما [ عربها ] را خواهند زد تا به دين بازگرديد همچنان كه شما ايشان را در آغاز مىزديد تا به دين درآيند . ( 1 ) مغيرهء ضبّى گويد : على ( ع ) به موالى علاقه مىورزيد و به آنان مهربان بود ولى عمر از آنان بيزار بود و دورى مىكرد . نعمان بن سعد گويد : على ( ع ) را ديدم كه بر منبر سخن مىراند و مىگفت : ثمودى كجاست ؟ اشعث سر كشيد . پس مشتى سنگريزه برداشت و بر صورت او زد چنان كه خونين شد و او بگريخت و مردم نيز با او گريختند و على ( ع ) مىگفت : هلاك باد صاحب اين چهره ، هلاك باد صاحب اين چهره . يحيى بن سعيد از پدر خود روايت كند كه گفت : على ( ع ) سخن مىراند و مىگفت : هرآينه مردم را دو خصلت به هلاكت رسانيد و آن دو خصلت كسانى را نيز كه پيش از شما بودند هلاك كرد و كسانى را هم كه بعد از شما آيند هلاك كند : آرزويى كه آخرت را از ياد ببرد و هوا و هوسى كه انسان را گمراه سازد . سپس از منبر به زير آمد . اصبغ بن نباته گويد : على ( ع ) سخن آغاز كرد و پس از حمد و ثناى خداوند و درود و سلام بر پيامبر گفت : « اما بعد ، شما را به ترس از خدا سفارش مىكنم . خدايى كه دوستانش از اطاعت او سود مىبرند و دشمنانش از معصيت او زيانمند مىگردند . و بدانيد كه عذر كسى كه از روى عمد ضلالت را هدايت پندارد و حق را به بهانهء اينكه ضلالت است ترك گويد پذيرفته نيايد . و هرآينه ، شايسته‌ترين چيزى كه رهبر بايد در باب رعيتش بر عهده گيرد اين است كه آنان را به وظايف دينىشان آشنا سازد و بر ماست كه شما را به انجام فرايض امر كنيم همان گونه كه خدا امر كرده است و از آنچه خداى تعالى نهى كرده است نهى نماييم . و فرمان خدا در ميان مردم دور و نزديك بر پاى داريم و از كسى كه حكمى درباره او صادر گرديده باك نداريم و ما مىدانيم كه مردمى هستند كه در دين خود در پى آرزوها و هواهاى خويشتن هستند و مىگويند كه ما با نمازگزاران نماز مىگزاريم و همراه با جهاد كنندگان ، جهاد مىكنيم و تحمل رنج هجرت مىنماييم و دشمن را مىكشيم . همه اينها كارهايى است كه مردم ديگر هم به انجام مىرسانند . ( 2 ) ايمان به ظاهرسازى و آرزو در دل پروردن نيست . نماز را وقتى است كه رسول خدا مقرر كرده و جز در آن وقت نماز درست نباشد . پس وقت نماز صبح وقتى است كه شب سپرى گردد و خوردن و آشاميدن بر روزه‌دار حرام شود . و وقت نماز ظهر در گرماى تابستان وقتى است كه سايهء تو به قدر تو شود و در زمستان از وقت زوال خورشيد است از فلك و اين زمانى است كه