تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
گفتند تا آنجا كه با يكديگر خصومت آغاز نهاديم و كارمان به ستم و تجاوز كشيد و با هم در آويختيم . ( 1 ) به خدا سوگند از و بال عظيم اين فتنه هنوز هم نرسته‌ايم . اكنون همگان بر بيعت اين بندهء صالح خداوند على ( ع ) ، همدست و همداستانيم . على خطاها و لغزشهاى ما را بخشيده است و بديهايمان را عفو كرده و از ما - چه آنان كه حاضر بوده‌اند و چه غايب - بيعت گرفته حالا شما چه مىگوييد ؟ مىگوييد كه بار ديگر شمشيرها از نيامها بر كشيم و بر سر يكديگر زنيم تا معاويه بر اورنگ امارت نشيند و تو بر مسند وزارت او تكيه زنى . و پيمانى را كه با على ( ع ) بسته‌ايم بشكنيم ؟ به خدا سوگند يك روز از روزهاى عمر على ( ع ) كه با رسول اللّه سپرى شده از كارهاى معاويه و خاندان معاويه تا دنيا دنياست بهتر است . در اين حال عبد اللّه بن خازم سلمى [ 6 ] بر خاست و خطاب به ضحاك گفت : خاموش باش تو شايسته آن نيستى كه در كار همگان سخن گويى . آن‌گاه روى به حضرمى كرد و گفت : « ما دوست تو و ياران تو هستيم . سخن همان است كه تو گفتى . معنى سخنت را دريافتيم . ما را به هر كار كه خواهى فراخوان . » ضحاك بن عبد اللّه به اين خازم گفت : « اى فرزند كنيزك سياه ، به خدا سوگند كسى كه تو ياريش كنى پيروز نخواهد شد و آنكه تو او را فروگذارى به خوارى نخواهد افتاد . » پس زبان به ناسزا گشودند . ضحاك بن عبد اللّه همان است كه مىگويد :
يا ايّهذ السائلى عن نسبى * اى آنكه از نسب من مىپرسى جايگاه
بين هلال و ثقيف منصبى * من ميان قبايل هلال و ثقيف هستم
امّى اسماء و ضحّاك ابى * نام مادرم اسماء است و نام پدرم ضحاك .
و همو در باب فرزندان عباس بن عبد المطلب گويد :
ما ولدت من ناقة لفحل * در هيچ كوه و دشتى كه من مىشناسم
بجبل نعلمه و سهل * از هيچ مادرى براى هيچ پدرى همانند آن
كستة من بطن ام الفضل * شش فرزند كه ام الفضل زاييد ، زاييده نشده
اكرم بها من كهلة و كهل * چه بزرگوارند آن زن و آن مردى كه
عمّ النّبى المصطفى ذى الفضل * عموى محمد مصطفى است ، آن پيامبر صاحب
و خاتم الابناء بعد الرسل * فضايل و خاتم همه پيامبران
عبد الرحمن بن عمير بن عثمان قرشىّ تيمى [ 7 ] بر پاى خاست و گفت : اى بندگان خدا ما شما را به اختلاف و تفرقه نمىخوانيم و نمىخواهيم كه با يكديگر پيكار كنيد يا زبان به دشنام هم گشاييد . بلكه شما را به اتحاد و همداستانى مىخوانيم . برادرانتان را كه همرأى و هم عقيدت شما هستند يارى كنيد تا از پراكندگى به اجتماع بازآييد و با يكديگر
الغارات ( فارسي ) — صفحة 142 | إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي / عبد المحمد آيتى