( 1 ) خبر عبد اللّه بن عامر حضرمى در بصره
عمرو بن محصن [ 1 ] گويد : چون محمد بن ابى بكر در مصر كشته شد و معاويه بر آن ديار غلبه يافت . روزى عبد اللّه بن عامر حضرمى را فراخواند و او را گفت : خواهم كه به بصره روى .
زيرا بيشتر مردم آن ديار دربارهء عثمان بر همان عقيدتاند كه ما هستيم و قتل او را بس بزرگ مىدارند و در طلب خون او بسى كشته دادهاند و انتقام كشتگان خويش نگرفتهاند و از آنچه بر سرشان آمده سخت به دل كينه گرفتهاند و در پى بىآن هستند كه كسى را بيابند كه آنان را فراخواند و گرد آورد و براى گرفتن انتقام خون عثمان بسيج كند و چون به بصره روى بايد كه از قبايل ربيعه حذر كنى و در ميان قبايل مضر فرود آيى و با قبايل ازد دوستى ورزى . كه ازديان - جز اندكى - همگى با تواند و - اگر خدا خواهد - با تو مخالفت نخواهند كرد . در هر حال از هر كه نزد او مىروى بيمناك باش .
عبد اللّه بن عامر گفت : من تير تركش توام و بارها مرا آزمودهاى با هر كه با تواش سر جنگ باشد مىجنگم و در نبردى كه بر ضد قاتلان عثمان ساز كردهاى پشتيبان تو هستم . هر زمان كه خواهى مرا بفرست .
معاويه گفت : فردا ، بامداد ، اگر خدا خواهد .
پس عبد اللّه بن عامر با معاويه وداع كرد و دست به دست او داد و از نزدش بيرون شد .
شب هنگام معاويه و يارانش به گفتگو نشستند . معاويه گفت : اكنون ماه در كدام منزل است ؟ گفتند در منزل سعد ذابح [ 2 ] . معاويه اين زمان را ناخوش داشت و نزد عبد اللّه بن عامر كس فرستاد كه از حركت بازايست تا رسول من به نزد تو آيد . و عبد اللّه درنگ كرد .
معاويه صلاح در آن ديد كه به عمرو بن عاص نامه نويسد - و عمرو در آن روزگار عامل او در مصر بود - و از او نظر و رأى خواهد . معاويه به عمرو چنين نوشت :