( 1 ) بسم اللّه الرحمن الرحيم « از بندهء خدا معاويه امير المؤمنين به عمرو بن عاص ( پس از جنگ صفين و رأى آن دو حكم امير المؤمنين خوانده مىشد ) سلام بر تو باد .
اما بعد ، انديشهاى در سر دارم و بر آنم كه به انجامش رسانم ولى آنچه مرا از آن بازمىدارد اين است كه مىخواهم از رأى تو آگاه گردم . اگر در آنچه در سر دارم با من موافقت كنى ، خدا را سپاس گويم و آن انديشه را جامهء عمل مىپوشم و اگر مخالفت ورزى به خدا پناه مىبرم و از او رهنمود مىجويم . من در كار مردم بصره نگريستم ، ديدم كه بيشترين ياران و دوستان ما هستند و دشمنان على . و تو خود مىدانى كه على خون آنان بريخت و اكنون آن كينه در دلهايشان جاى گرفته به گونهاى كه هرگز بيرون نشود . از سوى ديگر مىدانى كه قتل محمد بن ابى بكر به دست ما و سركوبى مصريان ، آتش افروختهء اصحاب على را در سرتاسر آفاق خاموش كرده و پيروان ما را در هر جاى كه باشند سرفرازى بخشيده است .
كسانى كه در بصره هستند در اين باب چون ديگر مردم به همان رأى و نظر رسيدهاند كه ما رسيدهايم ولى در هيچ جاى ديگر كسانى را نتوان يافت كه در مخالفت با على از مردم بصره به شمار بيشتر و سرسختتر و پايدارتر باشند . پس چنان ديدم كه عبد اللّه بن عامر حضرمى را به نزد آنان فرستم . ابن عامر را گفتهام كه بر قبايل مضر فرود آيد و با قبايل ازد دوستى ورزد و از ربيعه حذر كند . آنگاه به خونخواهى عثمان آواز در دهد و آنچه على بر سر مردم آن ديار آورده فرايادشان آورد كه چگونه خون جمعى از صالحان كه برادران يا پدران يا فرزندان ايشان بودند ، بر زمين ريخت . اميد من اين است كه با اين كار مردم اين ناحيه از زمين به خلاف على برخيزند و از آن پس ياران على از هر سو كه آيند و هر چند كه كوشند راه به جايى نبرند . اين رأى من است تا رأى تو چه باشد ؟
فرستادهء مرا بيش از يك ساعت كه جواب نامهء مرا مىنويسى نزد خود نگاه مدار خداوند ما را و تو را راه بنمايد . و السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته .
و عمرو در پاسخ نامهء معاويه چنين نوشت :
اما بعد ، نامهات رسيد . آن را خواندم و رأيى را كه انديشيده بودى دريافتم و از شگرفى آن در شگفت شدم . به يقين آنچه اين انديشه در دل تو افكنده چيزى جز خونخواهى عثمان و گرفتن انتقام او نيست . از آن هنگام كه اين نبرد آغاز كردهايم و مردم را بدان فراخواندهايم نه از تو و نه از ما و نه از مردم رأيى زيانمندتر از اين رأى براى دشمنان تو و شادىافزاتر براى دوستان تو به تو الهام نشده است . رأى خويش به انجام رسان كه رأيى استوار است . و مردى سختكوش و
الغارات ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي
ص١٤٠