تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
ماشطگان : زنان آرايشگر ، زنان شانه كننده مالش : جزاى عمل بد ماليخوليا : گونه‌اى مرض عصبى ، يكى از عواطف مركب مأكول : طعام ، خوراك ، خوردنى ، خواربار مبتهج : شادمان ، مسرور ، خوشحال مبروص : آن‌كه به مرض برص مبتلا است ، پيس‌اندام مترّنم : سراينده ، آوازخوان مجذوم : مبتلا به مرض جذام مجمر : آتشدان ، منقل آتش مجوس : زرتشتى ، مجازا به‌معناى آتش‌پرست يا بت‌پرست هم به كار مىرود محامل : محملها ، كجاوه‌ها ، هودجها محتاله ، زن حيله‌گر محفوظ الحرمه : كسى كه حرمتش پاس داشته شود محمل : كجاوه كه بر شتر بندند ، هودج مخافت : خوف ، ترسيدن مخلب : چنگال ، ناخن درندگان و پرندگان شكارى مخلّد : جاويدان ، هميشه ماننده ، كنايه از براى هميشه زندانى كردن مدينه : شهر مدينهء نحاس : شهر مسين ، شهرى در اندلس ( اسپانيا ) كه قدما معتقد بودند بناهايش از سنگ‌بهت ( حجر الباهت ) ساخته‌شده و هر كس به آن نظر مىكرده ، نمىتوانسته از خنده و قهقهه خوددارى كند تا اينكه مىمرده است . مذمّت : بدگويى ، نكوهش مرافقت : باهم رفيق شدن ، دوست شدن ، همراهى كردن مرزوق : آن‌كه به دو رزق داده باشند ، روزى داده ، بهره‌مند مرسل : فرستاده‌شده ، پيغمبر صاحب كتاب مزبلها : مكانهاى ريختن زباله مزمار : نى كه در آن نوازند مزوّر : مكار ، حيله‌گر كسى كه دروغ را به صورت راست دربياورد مزوّر : ساختگى ، تقلبى مسائك بالخير : شب تو بخير مسالخ : جمع مسلخ ، جاى پوست كندن ، محلى كه در آن گاو و گوسفند را