تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
قلزم : بحر احمر ، بندر و شهرى قديم در ساحل بحر احمر نزديك مصب نيل قنصل : كوتاه بالا ، نيز كنسول

ك

كابين كردن : عقد كردن ، نكاح كردن كاسد : بىرونق كبابهء چينى : نوعى گياه كه درختچه‌اى بالارونده از دستهء فلفلهاى سياه است و مصرف دارويى دارد كحل : سرمه ، سنگ سرمه ، هرچه براى شفاى چشم در چشم كشند كدخدا : داماد ، مرد خانه ، آقاى خانه كربت : اندوه دم‌گير ، حزن ، دلگيرى كرسى : سرير ، تخت ، صندلى كروم : درختان انگور كرّة : دفعه ، مرتبه كرياس : محوطهء درون سراى ، خلوت‌خانهء شاه يا امير ، دربار شاه كريه الرايحه : بدبو كسوت : جامه ، لباس كلنگ : پرنده‌اى عظيم الجثه از راستهء درازپايان و جزو پرندگان مهاجر كنيسه : معبد يهود و مسيحيان كواعب اتراب : دختران و زنان نارپستان كيك : حشرهء كك

گ

گرزه : نوعى افعى داراى سمى مهلك گزير : چاره ، علاج گلعذار : گلرو ، گلچهره ، داراى چهره‌اى مانند گل

ل

لا سلّمك : بر تو سلام باد لآل : لؤلؤها ، مرواريدها لا محاله ، ناچار ، ناگزير لبن : شير لعبت : معشوق ، محبوب زيباروى ، پيكر نگاشته لون : رنگ لؤلؤ : مرواريد

م

مائده : خوانى كه بر آن طعام باشد