قلزم : بحر احمر ، بندر و شهرى قديم در ساحل بحر احمر نزديك مصب نيل
قنصل : كوتاه بالا ، نيز كنسول
ك
كابين كردن : عقد كردن ، نكاح كردن
كاسد : بىرونق
كبابهء چينى : نوعى گياه كه درختچهاى بالارونده از دستهء فلفلهاى سياه است و مصرف دارويى دارد
كحل : سرمه ، سنگ سرمه ، هرچه براى شفاى چشم در چشم كشند
كدخدا : داماد ، مرد خانه ، آقاى خانه
كربت : اندوه دمگير ، حزن ، دلگيرى
كرسى : سرير ، تخت ، صندلى
كروم : درختان انگور
كرّة : دفعه ، مرتبه
كرياس : محوطهء درون سراى ، خلوتخانهء شاه يا امير ، دربار شاه
كريه الرايحه : بدبو
كسوت : جامه ، لباس
كلنگ : پرندهاى عظيم الجثه از راستهء درازپايان و جزو پرندگان مهاجر
كنيسه : معبد يهود و مسيحيان
كواعب اتراب : دختران و زنان نارپستان
كيك : حشرهء كك
گ
گرزه : نوعى افعى داراى سمى مهلك
گزير : چاره ، علاج
گلعذار : گلرو ، گلچهره ، داراى چهرهاى مانند گل
ل
لا سلّمك : بر تو سلام باد
لآل : لؤلؤها ، مرواريدها
لا محاله ، ناچار ، ناگزير
لبن : شير
لعبت : معشوق ، محبوب زيباروى ، پيكر نگاشته
لون : رنگ
لؤلؤ : مرواريد
م
مائده : خوانى كه بر آن طعام باشد