تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
ذبح كنند و پوست بكنند ، رختكن حمام مستدير : مدور ، دايره‌اى ، گرد ، دور زننده ، دور گرداننده مسمار : ميخ آهنى مسموع الكلمه : كسى كه حرفش قابل قبول و پذيرفتن است مشغله : آنچه كه شخص را مشغول دارد ، كار ، كسب ، پيشه ، گرفتارى شغلى ، داد و فرياد مصباح : چراغ مصطبه : سكويى كه بر آن نشينند مطبخ : آشپزخانه مطرّز : نقش و نگار داده ، زينت داده مطوّل : طولانى ، دراز معارضه : ستيزه كردن ، رويارويى معاشر : گروهها معتكف : كسى كه براى عبادت در مسجد يا خانقاه و جز آنها توقف كند ، گوشه‌نشين معمّر : آبادان ، معمور معونت : يارى مغبون : فريب‌خورده مغسول : غسل داده ، شسته شده مغنّى : آوازه‌خوان ، مطرب مغنّيه : زن آوازه‌خوان ، مطربه مقاسات : تحمل رنج و سختى مقشّر : پوست‌كنده مكحول : سرمه‌كشيده مكدر : تيره شده ، تنگدل ، غمگين مكلّل : تاج بر سر گذاشته ، زيور داده ملّاح : دريانورد ، ملوان ممسك : بخيل ، خيس مملوك : غلام منادى : نداكننده منزل : فرودآمده منظره : پنجره ، روزن منغّص : تيره و تلخ و ناگوار شدن منفق : نفقه‌دهنده ، خرج‌دهنده ، كسى كه در راه خدا چيزى دهد منقّص : ناقص‌كننده منقصت : كمى ، كاستى ، عيب منقضى : سپرىشونده ، گذشته منكر : زشت مودّت : دوستى ، محبت موزه : چكمه مهمل : كلام بيهوده ، بىمعنى ، شخص بىكار گذاشته مهميز : آلتى فلزى كه بر پاشنهء چكمه وصل كنند و به وسيلهء آن اسب را
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 550 | مؤلف مجهول / عبد اللطيف طسوجى تبريزى