تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠

پ

پاردم : چرمى كه از پشت زين اسب بر زير دم اسب ببندند پيوندان : خويشان

ت

تارك : فرق سر تتمّه : بقيه و آخر هرچيز تجبّر : گردنكشى كردن ، خود را بزرگ شمردن تحيّت صباح : صبح به خير گفتن تذلّل : فروتنى كردن ، خود را ذليل و خوار داشتن ترياقات : پادزهرها تشبّه : شبيه گشتن ، همانند شدن تشكيك : كسى را به شك افكندن تعب : رنج و ماندگى تعيّش : اسباب معيشت را به تكلف ساختن ، به حيلت زيستن تغابن : زيانكارى ، افسوس تغافل : خود را به غفلت و ناآگاهى زدن تغنّى : سراييدن و خوانندگى به آواز تفرّس : دريافتن چيزى در نظر اول به علامات و آثار تفقّد : گمشده را جستن ، غمخوارى و دلجويى تلبيس : پوشيدن حقيقت و اظهار خلاف ماهيت چيزى ، فريب تلطّف : نرمى نمودن و مهربانى كردن تماثيل : تصاوير و اصنام تمليك : مالك گردانيدن كسى را بر مالى يا چيزى تنگ : يك لنگه بار ، خروار ، نوارى كه بر زين اسب محكم كنند و دوالى كه بار را با آن بر پشت مركوب محكم سازند توقير : بزرگ داشتن ، عزت و حرمت نگاه داشتن تهليل : لا إله الا ا . . . گفتن

ث

ثغور : سرحدها و دربندها ميان كفر و اسلام ثقه : معتمد و امين ، اطمينان ، وثوق ثمر شدن : بسيار شدن ، بهره‌ور شدن ثمود : نام يكى از قبايل قديم عرب از