تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
دهشت : حيران و سراسيمه و وحشت‌زده شدن

ذ

ذرّيه : نسل ، فرزندان ذقن : زنخ ، چانه

ر

راحله : ستور باركش رباب : نوعى ساز مانند تنبور ربيع : بهار رخام : مرمر رسن : ريسمان رسوم داشتن : مواجب گرفتن رضاعى : همشير ركيب : آن‌كه با ديگرى دو تركه سوار شود ، ممال ركاب رمل : نام علمى است پيدا كردهء دانيال نبى ( ع ) كه در آن از اشكال شانزده‌گانه بحث مىشود و نتيجهء آن استعلام از مجهولات احوال عالم است رياحين‌فروش : فروشندهء گلهاى خوشبو ريم : چرك ريو : فريب و مكر

ز

زبال : زباله زبرجد : نوعى از زمرد زبور : نام كتاب منزل كه بر حضرت داوود ( ع ) نازل شده است زقّوم : درختى در دوزخ است كه ميوهء بسيار تلخى دارد و دوزخيان از آن خورند زمهرير : سرماى بسيار سخت زنّار : كمربندى از ابريشم كه غالبا منسوب به زرتشتيان و مسيحيان است زنخدان : چانه

س

سائل : گدا سباع : درندگان ، جانوران درنده سبحه : تسبيح سپارش : سفارش ، توصيه سترون : نازا سخريه : ريشخند ، استهزاء