دهشت : حيران و سراسيمه و وحشتزده شدن
ذ
ذرّيه : نسل ، فرزندان
ذقن : زنخ ، چانه
ر
راحله : ستور باركش
رباب : نوعى ساز مانند تنبور
ربيع : بهار
رخام : مرمر
رسن : ريسمان
رسوم داشتن : مواجب گرفتن
رضاعى : همشير
ركيب : آنكه با ديگرى دو تركه سوار شود ، ممال ركاب
رمل : نام علمى است پيدا كردهء دانيال نبى ( ع ) كه در آن از اشكال شانزدهگانه بحث مىشود و نتيجهء آن استعلام از مجهولات احوال عالم است
رياحينفروش : فروشندهء گلهاى خوشبو ريم : چرك
ريو : فريب و مكر
ز
زبال : زباله
زبرجد : نوعى از زمرد
زبور : نام كتاب منزل كه بر حضرت داوود ( ع ) نازل شده است
زقّوم : درختى در دوزخ است كه ميوهء بسيار تلخى دارد و دوزخيان از آن خورند
زمهرير : سرماى بسيار سخت
زنّار : كمربندى از ابريشم كه غالبا منسوب به زرتشتيان و مسيحيان است
زنخدان : چانه
س
سائل : گدا
سباع : درندگان ، جانوران درنده
سبحه : تسبيح
سپارش : سفارش ، توصيه
سترون : نازا
سخريه : ريشخند ، استهزاء