تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
بردن استهزا : افسوس كردن ، ريشخند كردن اسحار : سحرها ، افسونها ، بامدادها ، سحرها اسم اعظم : بزرگترين نام خدا اشجار : درختان اشكنجه : شكنجه اصدقا : دوستان اصطرلاب : ابزارى كه براى اندازه‌گيرى موقع و ارتفاع ستارگان و ديگر امور فلكى به كار مىرود اضغاث و احلام : خوابهاى آشفته و پريشان اعتساف : ستم كردن ، ظلم كردن ، بيراهه رفتن ، از راه راست منحرف شدن اعرابى : عرب بيابانى ، باديه‌نشين اعراض : روىگردانيدن ، نفرت داشتن ، كراهت اعزا . . . : خداوند او را پيروز گرداناد اعوان : ياران ، ياريگران اعور : يك چشم اغيار : بيگانگان ، ديگران اقتصاد كردن : ميانجى شدن ، ميانه نگاه داشتن ، ميانه‌روى ، به اندازه خرج كردن اكسير : جوهرى گدازنده كه ماهيت اجسام را تغيير دهد و كاملتر سازد مثلا جيوه را نقره و مس را طلا سازد ، هرچيز مفيد و كمياب الطاف خفيه : نيكيهاى پنهانى الف : هزار الم : درد ، دردمند شدن ، دردمندى إله : خدا ، خداى سزاوار پرستش امتثال : فرمانبرى امير حاج : رئيس قافلهء حاجيان در سير به سوى مكه امير آخور : كسى كه به امور اصطبل قيام كند و آن يكى از مناصب دربار پادشاهان شرق بود انبان : كيسه‌اى بزرگ از پوست گوسفند دباغت كرده كه درست از گوسفند برآورند ، پوست بزغالهء خشك كرده كه قلندران در ميان بندند و ذخيره در آن نگاه دارند انبساط : گشادگى خاطر انسيان : انسانها انگشت : زغال انهار : نهرها ، جويها اوراق : برگها اوساخ : چركها
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 538 | مؤلف مجهول / عبد اللطيف طسوجى تبريزى