تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
حسبى ا . . . : كفايت مىكند مرا خداوند حصول : به دست آمدن حطب : هيزم ، چوب حقه : قوطى ، پيرايه دان حقه : قوطى ، پيرايه دان حلّه : جامهء نو حمرا : مؤنث احمر ، سپيد ، زن سپيد حميت : محافظت بر حرم و دين از تهمت حوصله : چينه‌دان مرغان حياكت : بافندگى حيل : حيله‌ها

خ

خاتم : انگشترى كه با نگين آن كاغذها را مهر كنند ، از آلات و لوازم پادشاهان خبّاز : نانوا خداوند : دارنده ، مالك خسران : كمى و نقصان و زيانكارى خشيت : ترس ، بيم ، هراس ، منسوب به عظمت و مهابت خفتان : نوعى از جامه كه در روز جنگ مىپوشيدند و چون از ابريشم يا پشم ساخته‌شده بود ، شمشير بر آن مىلغزيد و اثر نمىكرد خلد برين : بهشت بالايين خلعت : جامه و جز آن‌كه بزرگى به كسى مىپوشانده خيو : آب دهان ، تف

د

دبّاغ : پوست‌پيرا ، چرمگر ، آن‌كه پوست را پيرايد دستورى : اجازه دعد : نام زنى است و آن منصرف و غير منصرف آيد ، دعد و رباب ، دو معشوقهء مثلى عرب يا عاشق و معشوقه‌اى از آنان دف : دايره ، نوعى ساز دلالت : راهنمايى دماء : خونها دنگ : آلتى است كه با آن برنج كوبند ، صدايى كه از به هم خوردن دو سنگ يا دو چوب برآيد دوشينه : منسوب به دوش ، ديشب ، ديشبى دوگانه : نماز صبح دهر : روزگار