تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧

واژه‌نامه

الف

آبخانه : جايى كه براى قضاى حاجت تخصيص دهند ، مبال ، آبريزگاه آبنوسين : ساخته از چوب آبنوس ، سياه رنگ آخته : برآورده ، بيرون كشيده ، برافراشته ، بالابرده آنيّت : كيفيتى از حسن و جز آن‌كه از آن تعبيرى نتوان كرد ، لطف آهيختن : كشيدن ، بركشيدن ، برآوردن ، برافراشتن ، بلند كردن ابا الحارث : شير ، اسد ابا الحصين : زندانى ابريق : آفتابه ، كوزه ، مشربه اثمار : ميوه‌ها احباب : دوستان ، ياران احباب : دوست داشتن كسى را احتساب : شماره كردن ، به شمار آوردن ، حساب كردن ، نهى كردن از چيزهايى كه در شرع ممنوع باشد احتشام : حشمت و شكوه داشتن ، بزرگى ، شكوه احرار : آزادگان ، آزادان ، ايرانيان احزان : غمها ، اندوهها اخوان صفا : ياران يكدل و يك‌جهت ، درويشان هم‌مسلك اخيار : نيكان ، برگزيدگان ، نيكوتران ، و آنان هفت تن هستند از جملهء 356 تن مردان غيب اذفر : بسيار بويا ازرق : كبود ، نيلگون ، كبودچشم ، زاغ چشم ، سبزچشم ازهار : شكوفه‌ها ، گلها استبرق : استبرك ، ديباى ستبر استحضار : حاضر كردن ، به حضور خواستن ، به‌ياد آوردن ، يادآورى كردن ، به‌ياد داشتن ، آگاهى استعاذه : پناه خواستن ، پناه گرفتن ، پناه