شد و دام بگستردند . غزالى بدام افتاد . ملك گفت : هركسى كه غزال از پيش او رد شود ، بخواهم كشت . سپاهيان بغزال گرد آمدند . غزال بسوى ملك بيامد و از بالاى سر ملك بجست . غلامان به يكديگر نگاه كردند . ملك با وزير گفت : چه ميگويند ؟ گفت : اى ملك ، تو گفته بودى كه غزال از پيش هركس بجهد ، او را
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٧