تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥

واژه‌نامه

آ الف

آب‌خانه : جايى كه براى قضاى حاجت تخصيص دهند ، آبريزگاه ، مبال آبنوس : درختى كه چوب آن سياه ، سخت ، سنگين و گرانبهاست آختن : برآوردن ، بيرون كشيدن ، برافراشتن ، بالا بردن آخته : برآورده ، بيرون كشيده ، برافراشته ، بالا برده آلام : دردها ، رنجها ابا : سرپيچى ، نافرمانى ابدال : نجيبان ، شريفان ، كريمان ، عده‌اى معلوم از صلحا و خاصان خدا كه گويند هيچگاه زمين از آنان خالى نباشد و آنگاه كه يكى از آنان بميرد ، خداى تعالى ديگرى را به جاى او برانگيزد تا آن شمار كه به قولى هفت و به قولى هفتاد است ، همواره كامل بماند ، طبقهء پنجم از طبقات ده‌گانه متصوفه ابرام : اصرار ، پافشارى ابريق : آفتابه ، كوزه ، مشربه ابقى : باقى داشتن ، باقى گذاشتن ، به جاى ماندن چيزى را ، زنده داشتن ابوّت : پدرى اتمّ : تمام‌تر ، كامل‌تر اثير : كرهء آتش كه بالاى كرهء هوا است احباب : دوستان ، ياران احباب : كسى را دوست داشتن احدب : گوژپشت احول : كژچشم ، چپ ، كسى كه يك چيز را دو مىبيند ، حيله‌گرتر اخا العرب : برادر عرب ادهم : اسب خاكسترى رنگ كه سياهى آن بر سپيدى غالب باشد ، اسب سياه ، اسب سياه بش و دنبال سرخ
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 515 | مؤلف مجهول / عبد اللطيف طسوجى تبريزى