تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون ابن سينا ، شارحان و مترجمان آن ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
لحاظ كردن صورت‌هاى مزاجى آنان لازم است . گرونر در اواخر عمر سعى كرده است كه دربارهء ارتباط متقابل مزاج داروها و مزاج اعضا كار كند . اگر مؤسّسات تحقيقى و محقّقان پزشكى كه در مورد داروها كار مىكنند ، استعدادهاى خود را براى يافتن هماهنگى بين آنها و عرضه كردن جزئيات دربارهء آنها را به كار برند ، در جهت مطالعات طبّى كارى تاريخ‌ساز خواهد بود . گرونر به نظريهء طبيعت سخت اعتقاد دارد و به اين دليل ابن سينا را نيز سخت دوست مىدارد ، چرا كه وى طرفدار طبيعت و بهترين سخنگوى آن است . گرونر روش جديد معالجه در مورد طبيعت را به نقد كشيده مىگويد : « در روش جديد معالجه اين اشتباه وجود دارد كه در قوّت حيات كاهشى هست و آنها سم تجويز مىكنند و آن هم به مقدار زياد ، چون آنها احساس نمىكنند كه قوّت حيات طبيعت چيزى است بسيار نفيس و لطيف و بايد با احتياط زيادى با آن برخورد كرد . » من هم مىگويم با ظرافت فراوان . او مىگويد كه : « قوّت حيات ( طبيعت ) تيزهوش در بدن انسان هنگامى كه در آن با نادانى يا تأثيرات بيرونى ( مثلا تأثيرات محيط ) دخالت كنند ، صحيح عمل نمىكند . لذا اگر در طبيعت بصيرت باشد ، مرض زود خوب مىشود و حتّى از امراض مزمن هم مىتوان نجات يافت و حتّى از سرطان . » روش فعلى آلوپاتى ، دورى آن از طبيعت و ضرررسانى داروهاى آن را افراد باشعور و اصحاب بصيرت اروپا احساس مىكنند . گرونر از ديدگاه غير طبيعى و كاملا مادّى با آلوپاتى شديدا مخالف است . او از قول شاعرى به نام ادوارد كارپنتر مىنويسد : « او گمان مىكرد كه وقتى تيزهوشى دانش پزشكى پيشرفت كند ، نيازى به بيمارستان‌ها نخواهد بود . من نيز نابخردانه چنين فكر مىكردم ، امّا وضع بر خلاف آن است چون هر سال بر تعداد بيمارى اضافه مىشود . صحبت از ازدياد غير عادّى جمعيّت مىشود ، امّا از افزايش غير عادّى مرض‌ها سخنى گفته نمىشود . »