زياد انجام مىدهد ؟ البته اين امر كاملا روشن است كه اينگونه افكار قابل توجّه تلقّى نخواهد شد . هركس اطمينان دارد كه كاينات را خلق نكردهاند و هر روح يگانه نيز مخلوق نيست كه در هر ساعت كموبيش پنج هزار نفر متولّد مىشود » . گرونر به مقامى كه در اسلام و قانون ابن سينا به عالم ( كاينات اكبر ) و به انسان ( كاينات اصغر ) مىدهد اظهار اطمينان مىكند : « در هر صورت اين امر اطمينانبخش است كه در اسلام روش درك عالم و انسان را به معنى درست گفتهاند . »
او همچنين در اين مورد اظهار خوشحالى مىكند كه به قانون ابن سينا احترام گذاشته مىشود و اصرار دارد كه ابن سينا را يك صوفى بپذيرد و حتّى قدم را فراتر گذاشته قانون را يك تأليف صوفيانه مىپندارد . تأييد نظر او كار مشكلى است . در واقع نه تنها ابن سينا بلكه در تأليفات فيلسوفان و طبيبان مسلمان آن زمان نيز نوشتههايى و اشاراتى ديده مىشود كه ارتباط با تصوّف را مىرساند . گرونر فقط مطالعهء قانون را كافى نمىداند بلكه بر كاربرد آن براى مريضان و استفادهء عملى اصول آن تأكيد مىكند و مىخواهد كه با استفاده از اصول قانون جلد اوّل ( كلّيّات ) داروهاى جلد دوم ( مفردات ) به كار برده شود و در پرتو اين اصول راههاى پيشرفت ادويهء مفرده را پيدا كنند . اين بر خلاف آلوپاتى شكل تحقيق داروها به روش كاملا يونانى است و گرونر آن را با مطالعهء قانون و طبّ يونانى درك كرده است . برعكس آن در شبه قارّه برخى محقّقان كه در مورد داروها بررسى مىكنند ، مىخواهند همان راه را انتخاب كنند كه به جايى مىرسد كه هيچ مطابقتى با كلّيّات يونانى و اصول يونانى ندارد .
به نظر گرونر تشريح هر داروى گياهى بسيار مهم است ، چون در اكثر موارد هر عضوى كه داروى مفرده بر روى آن آزمايش مىشود ، مزاج خاصّ خودش را دارد و آن دارو با آن هماهنگ است . گرونر اهمّيّت نظريّهء مزاج را كاملا درك مىكند و مىداند كه اعضاى مختلف انسان ، مرض و داروها همه داراى مزاجى خاصّ هستند و در معالجه
قانون ابن سينا ، شارحان و مترجمان آن ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: ظل الرحمن
ص١٩٢