تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون ابن سينا ، شارحان و مترجمان آن ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
فرنگى محلّى مولانا شاه سليمان پهلواروى بيان كرده است كه زمانى مولانا عبد الحى به درد شكم مبتلا شد و هيچ علاجى كارگر نيفتاد . مادرش همراه او بر مرقد حضرت سيّد السّادات در بانسه شريف حضور پيدا كرد و در حجره‌اى از آستانه اقامت كرد . مولانا در جاى ديگر اقامت گزيد و هر روز صبح در آستانه حاضر مىشد و براى عرض سلام پيش مادر مىرفت . روزى طبق معمول پيش مادرش رفت و ايشان به وى پان ( برگ تنبول ) داد و او آن را خورد . پس از مدّتى پان ديگر داد و مولانا آن را نيز ميل كرد . پس از كمى تأمّل مادرش از او پرسيد پان كه براى تو ناراحتى ايجاد نكرد ؟ مولانا با شگفتى گفت كه چرا ناراحتى ايجاد كند ؟ مادرش گفت كه در هر دو پان تنباكو بود و تو با خوردن تنباكو بلافاصله استفراغ مىكردى و بسيار ناراحت مىشدى . مولانا گفت الآن كه هيچ‌گونه ناراحتى ندارم . مادرش گفت كه شب حضرت سيّد السّادات را در خواب ديدم كه برگى در دست ايشان بود و مىفرمود كه اين را به عبد الحى بدهيد بخورد . من نتوانستم آن برگ را تشخيص بدهم . الان كه تو آمدى شاخه‌هاى تنباكو پيش من بود و هنگام دادن پان چشمم به آن افتاد و بىدرنگ يادم آمد كه همين برگ‌ها در دست حضرت بود . بعد از آن مولانا مصرف تنباكو را آغاز كرد و چند روز بعد چنان بهبود يافت كه ديگر بيمارى به سراغ او نيامد . 2 1

حكيم معزّ الدّين خان

كشف المكنون عن معالجات القانون

اجداد حكيم معز الدّين خان از اهالى روستاى رجر ، از بخش چهارصدهء پيشاور بودند . پدرش قاضى عظيم الدّين در اوايل قرن نوزدهم ميلادى به هندوستان آمد و در روستاى خالص‌پور لكنهو اقامت گزيد . حكيم معزّ الدّين در همين روستا در حدود سال 1835 م . به دنيا آمد . پس از اتمام معقولات و منقولات در جهوائى تولهء لكنهو طبّ را